به مناسبت شونزده سالگی وبلاگم

سلام سلام سلام

من اومدم امروز بالاخره پسورد وبلاگمو در آوردم و بعد سالها یه تجدیدخاطره کنم.

الهی شکر که امروز حال خیلی خوبی دارم

شکرگزار هستم

از خدا بی نهایت متشکرم

الهی نامه عطار نیشابوری

بـــنـــام کـــردگـــار هـــفـــت افـــلــاک          کــه پــیــدا کــرد آدم از کــفــی خــاک
خــداونــدی کــه ذاتــش بــی‌زوالـسـت          خـرد در وصـف ذاتـش گـنگ و لالست
زمـــیـــن و آســـمـــان از اوســت پــیــدا          نــمــود جــسـم و جـان از اوسـت پـیـدا
مــه و خــورشــیــد نـور هـسـتـی اوسـت          فــلــک بــالــا زمـیـن در پـسـتـی اوسـت
ز وصــفــش جــانــهــا حــیــران بــمـانـده          خــرد انــگــشــت در دنــدان بــمــانـده
صــفــات لــایــزالــش کــس نــدانــسـت          هـر آن وصـفـی کـه گـوئـی بـیش ازانست
دو عــالــم قــدرة بــیــچــون اویــســت          درون جــانــهــا در گــفــت و گـویـسـت
ز کُنــه ذات او کــس را خــبــر نــیـسـت          بــجــز دیــدار او چــیــزی دگـر نـیـسـت
طــلــب گــارش حـقـیـقـت جـمـلـه اشـیـا          ز نـــاپـــیـــدائـــی او جـــمـــلـــه پـــیـــدا
جـــــهــــان از نــــور ذات او مــــزّیــــن          صــفــات از ذات او پــیــوســتــه روشـن
ز خــاکــی ایــن هــمــه اظــهــار کـرد او          ز دودی زیــــنــــت پــــرگـــار کـــرد او
ز صـــنـــعـــش آدم از گِل رخ نـــمــوده          زوَی هــر لــحــظــه صـد پـاسـخ شـنـوده
...

برای مشاهده متن کامل این شعر و همچنین مجموعه اشعار شعرای ایرانی در یک نرم افزار رایگان و متن باز می توانید به این ادرس بروید و نرم افزار ساغر را دانلود کنید با حجم کم و کارایی زیاد.

 

.بلاگ نهاد رهبری دانشگاه نیشابور

سلام به همگی

اگه این روزا کسی بامن کاری داره می تونه به وبلاگ نهاد رهبری دانشگاه نیشابور بیاد.

Http://nahadrahbari.blogfa.com

این روزها ما با جمعی از دوستان تو دانشگاه فردوسی داریم دوره های رو آموزش می بینیم.

شما هم می تونید با اومدن به وبلاگ یاد شده از این دوره ها استفاده بکنید.

دوستدار همه شما عزیزان

حمیدرضا آتشی

بی تو

بــی تــو


متن ترانه عاشقانه «بی تو»

دو دریچه دو نگاه دو پنجره

 


دو رفیق دو همنشین دو حنجره


دو مسافر تو مسیر زندگی


دو عزیز دو همدم همیشگی

 

با هم از غروب و سایه رد شدیم


قصه
عاشقی رو بلد شدیم


فکر می کردیم آخر قصه اینه


جز خدا هیشکی ما رو نمی بینه

 

دو غریبه دو تا قلب ِ دربدر


دو تا دلواپس این چشمای تر


دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین


دو تا دور اوفتادۀ تنها نشین

 

عاقبت جدا شدن دستهای ما


گم شدیم تو غربت غریبه ها


آخر ِ اونهمه لبخند و سرود


چشم پر حسادت زمونه بود

شبکه کردن دو کامپیوتر به وسیله USB

در اين آموزش كوتاه براي شما نحوه اتصال دو كامپيوتر با يك كابل خاص USBــ USB ‎آموزش داده مي شود.



1ــ يك كابل USBــ USB بخريد.

اولين مرحله براي اتصال دو كامپيوتر از طريق USB پيدا كردن كابل USBــ USB است در اين مرحله بايد بسيار دقت كنيد. شما به نوعي كابل احتياج داريد كه اصطلاحاً به آن Bridge يا كابل شبكه USB مي گويند. اين بدان معناست كه در اين كابل قابليت اتصال دو كامپيوتر وجود دارد.
در اين كابلها يك مدار الكتريكي واسط وجود دارد و دو سر كابل داراي سوكت نوع A است. شما مي توانيد كابلي بخريد كه چيپ Bridge آن USB1.1 با سرعت 12 Mb بر ثانيه يا USB2.0 با سرعت 480 Mb بر ثانيه باشد البته توصيه ما USB2.0 است. چون سرعت آن به مراتب بيشتر است. به خاطر داشته باشيد شبكه هاي اترنت داراي استاندارد 100 Mb بر ثانيه هستند.
2-ــ نصب

بعد از اينكه كابل را بدست آورديد مي توانيد آن را متصل كنيد. اولين كاري كه بايد بكنيد نصب نرم افزار يا درايور كابل است.

بيشتر كابل ها 2 مود را پشتيباني مي كنند:

1ــ link mode: در اين حالت مي توانيد به آزادي فايل ها را بين دو كامپيوتر كپي كنيد.

2ــ network mode: در اين حالت فقط كپي كردن فايل نيست كه مي توانيد انجام دهيد، بلكه مي توانيد فولدرها، پرينترها و ارتباط اينترنتي را هم به طور اشتراكي استفاده كنيد.

3ــ شروع به استفاده از اتصال خود كنيد.

اگر از كابل خود در حالت لينك (link mode) استفاده كنيد. به سادگي به برنامه اي كه همراه نرم افزار كابل است دست پيدا مي كنيد و مي توانيد فايل هاي خود را انتقال دهيد.

اگر از كابل خود در حالت شبكه (network mode) استفاده مي كنيد. بايد كارهاي زير را انجام دهيد.

ــ وارد قسمت network connection شويد.آدپترهاي شبكه كه متصل هستند را مي بينيد.

ــ اكنون بر روي آدپتري كه كامپيوتر شما را به اينترنت متصل مي كند راست كليك كنيد.

گزينه properties را انتخاب كنيد. در برگه Advanced براي گزينه Allow other network users to connect through this computers Internet connection. يك علامت تيك قرار دهيد.

ــ بعد از اينكه اين كارها را انجام داديد كامپيوتر خود را restart كنيد. اكنون كامپيوتر ديگر هم مي تواند به اينترنت متصل شود.

شايد استفاده از هاب براي دو كامپيوتر كار مطمئن تري به نظر برسد ولي بايد پول بيشتري هم خرج كنيد به هر حال تصميم با شماست.

چه كسی میگوید كه گرانی اینجاست؟

چه كسی میگوید كه گرانی اینجاست؟


دوره ارزانی است!


چه شرافت ارزان


تن عریان ارزان


و دروغ از همه چیز ارزانت
ر


آبرو قیمت یك تكه نان

 

و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان!

دکتر شریعتی 

 

طلوع من

وقتی که دلتنگ میشم

و

همراه تنهایی میرم

داغ دلم تازه میشه

زمزمه های خوندنم

وسوسه های موندنم

با تو هم اندازه میشه

...

قد هزار تا پنجره

تنهایی آواز می خونم

دارم با کی حرف میزنم

نمیدونم نمیدونم

...

این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیکتره

کاش می تونستم بخونم قد هزار تا پنجره

...

طلوع من طلوع من وقتی غروب پر بزنه

موقع رفتن منه

طلوع من طلوع من وقتی غروب پر بزنه

موقع رفتن منه

...

حالا که دلتنگی داره رفیق تنهاییم میشه

کوچه ها نا رفیق شدن

حالا که میخوام شب و روز به همدیگه دروغ بگن

ساعت ها هم دقیق شدن

...

طلوع من طلوع من

...

...

خدا تو جوونهء انجیره

...

خدا تو چشم پروانه ست
وقتی از روزنهء پیله اولین نگاهش رو به جهان میندازه

...

خدا بزرگتر از توصیف انبیاست

...

بام ذهن آدمی حیاط خانهء خداست

...

خدا به من نزدیکه
همین قدر که تو از من دوری

((حسین پناهی))

معذرت خواهی

سلام امروز اومدم اینجا تا از همه کسانی که این چند وقت اومدن و پست جدیدی از من ندیدن معذرت بخام و بگم همتون رو دوست دارم.

البته اگه اینجا نبودم جاهای دیگه ای بودم و در وبلاگ های گروهی دیگه ای همراه دوستانم بودم.

اول از همه وبلاگ انجمن علمی ریاضی کاربردی که بنده به عنوان مدیر وبلاگ در خدمت دوستان هستم که ما تو این وبلاگ در رابطه با ریاضی و چیزهای مرتبط و جالب در زمینه های مرتبط و گاهی هم غیر مرتبط کار می کنیم و به نظر خودم وبلاگ جامعی هست  ناگفته نماند که  کاربران خیلی باحالی((مثل خود شما)) داره

آدرس وبلاگم همینجاست .

http://www.neymath.blogfa.com

دومیش وبلاگ برنامه نویسی هست که با همکاری دو تن از دوستانم که هیچ وقت ندیدمشون داریم کار می کنیم یه وبلاگ تقریبا آموزشی هست که در زمینه های اول از همه برنامه نویسی به زبان c  و خونوادش هست و در رابطه با علوم کامپیوتر و شبکه و ... البته سعی شده خیلی راحت آموزش داده بشه تا کسانی که می خوان از اول شروع کنند خیلی راحت بتونن درک کنند. به شما هم پیشنهاد می کنم اگه تا حالا شروع نکردین به این وبلاگ یه سری بزنین.

http://lordesiah.blogfa.com

خوب دوستای گلم امیدوارم از من ناراحت نشده باشید.


انتخاب رشته  و اهميت آن

هيچ‌کس، هيچ‌گاه به تندي يا کندي تپش قلب شما اعتراض ‌نمي‌کند. هيچ‌کس، هيچ وقت رنگ چشم و بلندي يا کوتاهي قد من و شما را مورد انتقاد قرار نمي‌دهد. من و شما هم اين کار را نمي‌کنيم؛ چرا؟
براي آنکه هيچ يک از ما در انتخاب رنگ چشم و مو، بلندي يا کوتاهي قد، تندي و کندي تپش قلبمان دخالتي نداريم. ما آدمها، فقط در خصوص آنچه از سر اراده و آگاهي انتخاب مي‌کنيم، مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيريم و در نتيجه پاداش يا مکافات مي‌بينيم.

انسانيت ما  به همين قدرت انتخاب ماست. ما انسانها، با هر انتخابي، در‌حقيقت، خود را مي‌سازيم. در واقع ارزش انسان وابسته به ارزش انتخابهاي اوست.

اگر کسي در طول عمرش، اکثر انتخابهايش صحيح، عاقلانه‌، مبتني برواقعيت و به دور از توهم و گمان باشد، کارنامه مثبتي از خود به جا خواهد گذاشت. آدمهاي ناموفق نيز کساني‌ هستند که در کارنامه زندگي‌شان، تعداد انتخابهاي درست و عاقلانه‌شان، کمتر از انتخابهاي عجولانه، احساساتي و کم عمق و بي‌پايه آنهاست.در فرهنگ دهخدا کلمه انتخاب، “برگزيدن”و “اختيار” معني شده است. در واقع انتخاب، به برگزيدن از بين گزينه‌هاي مختلف يک پديده، شيء، روش، فرايند واز اين قبيل اشاره دارد.
ما ناگزير از انتخاب هستيم. ميليونها انسان قبل از ما، در مورد موضوعات بسياري، تصميم درست يا غلط گرفته‌اند.

 اولاً با  مطالعه تجربيات گذشتگان، مي توان از آن به عنوان ذخيره ارزشمندي براي درس آموزي، عبرت گرفتن و نحوه انتخاب صحيح استفاده كرد و ثانياً مي توانيم راه و روش انتخاب درست را بياموزيم و آموختن آن را به اتفاق و حادثه واگذار نکنيم و منتظر درس گرفتن از نتايج انتخابهاي نادرست خودنمانيم.
زمان انتخاب لحظه حساسي است. چرا كه با تصميم‌گيري درباره روش يا پديده‌اي خاص، سرنوشت خودمان را رقم مي‌زنيم. با انتخاب درست مي‌توانيم از منابع (مادي، مالي، انساني و اطلاعاتي) به شيوه‌اي مناسب بهره‌برداري كرده و از اتلاف اين منابع جلوگيري كنيم.

انتخاب بايد با آگاهي صورت گيرد. منظور از آگاهي، دانش نسبت به مسائلي است که انتخاب ما را تحت تأثير خود قرار مي‌دهد.

برخوردار است، مسؤوليت نيز خواهد داشت. آزادي همواره با مسؤوليت پذيري، زيبا و قابل قبول بوده است. کساني که مسؤوليت انتخاب و تصميم خود را نمي‌پذيرند، در واقع به عدم بلوغ فکري و عاطفي خود شهادت مي‌دهند.  ما در مقابل انتخاب­ها و تصميم­هايي که مي­گيريم مسؤول هستيم پس بايد نهايت تلاش خود را در انتخاب و تصميم درست مبذول نمائيم.

خاطرات یک دختر دانشجو.

دوشنبه اول مهر: امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم. توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم كلاس ادبيات اينجاست؟ خنديد و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها تشكيل نمي شود و خنديد.
با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد!

دو هفته بعد، سه شنبه: امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد، من هم جوابش را ندادم. شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كند. وارد كلاس كه شدم استاد گفت:"دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بوديد؟" يكي از پسرهاي كلاس گفت:لابد ايشان خواب بودن!؟ من هم اخم كردم. اگر از من خواستگاري كند، هيچ وقت جوابش را نمي دهم چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد طعنه نزند!

چهارشنبه: امروز صبح قبل از اينكه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر كوچه كيك و سانديس گرفتم او هم از من پرسيد كه دانشگاه چه طور است؟ اما من زياد جوابش را ندادم. به نظرم مي خواست از من خواستگاري كند، اما رويش نشد. اگر چه خواستگاري هم مي كرد، من قبول نمي كردم؛ آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه تحصيلات شوهرم اندازه ي خودم باشد!

جمعه: امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشي را كه برداشتم، پسري گفت: خانم ميشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهميدم منظورش چيست اول از سن و درس و كارش پرسيدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم، اما نمي دانم چي شد يخ كرد و گفت نه و تلفن را قطع كرد. گمانم باورش نمي شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم خجالتي نباشد!

سه هفته بعد شنبه: امروز سرم درد مي كرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوي مغازه اش نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره ديدمش. اين دفعه كه به مغازه اش بروم مي گويم كه قصد ازدواج ندارم تا جوان بيچاره از بلاتكليفي دربيايد، چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم گير نباشد!

سه شنبه: امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت كه حالا نبايد به فكر ازدواج باشم. گفت كه مي خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتي كه او نخواهد ازدواج كند ديگر جواب تلفنش را نمي دهم، بعد هم گوشي را گذاشتم. فكر كنم داشت امتحانم مي كرد، ولي شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم به من اعتماد داشته باشد!

چهارشنبه: امروز يكي از پسرهاي سال بالايي كه ديرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهي كرد، من هم بخشيدمش. به نظرم مي خواست از من خواستگاري كند، چون فهميد من چه همسر مهربان و با گذشتي برايش مي شوم؛ اما من قبول نمي*كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم حواسش جمع باشد و به كسي تنه نزند!

جمعه: امروز تمام مدت خوابيده بودم؛ حتي به تلفن هم جواب ندادم، آخر بايد سرحرفم بايستم. گفته بودم كه تا قصد ازدواج نداشته باشد جواب تلفنش را نمي دهم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم مسئوليت پذير باشد!

دوشنبه: امروز از اصغرآقا بقال 2 تا كيك و سانديس گرفتم. وقتي گفتم دو تا، بلند پرسيد چند تا؟ من هم گفتم دو تا. اخم هايش كه تو هم رفت فهميدم كه غيرتي است. حالا مطمئنم كه او نمي تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم غيرتي نباشد، چون اين كارها قديمي شده!

پنچ شنبه: امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع كردم. با او هم ازدواج نمي كنم؛ چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم هي مرا امتحان نكند!

دوشنبه: امروز روز بدي بود. همان پسر سال بالايي شيريني ازدواجش را پخش كرد. خيلي ناراحت شدم گريه هم كردم ولي حتي اگر به پايم هم بيفتد ديگر با او ازدواج نمي كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم وفادار باشد!

شنبه: امروز يك پسر بچه توي مغازه ي اصغرآقا بقال بود. اول خيال كردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هي بابا بابا مي گفت. دوزاريم افتاد كه اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نكردم. آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زن ديگري نداشته باشد!

يكشنبه: امروز همان پسري كه روز اول ديدمش اومد طرفم. مي دانستم كه دير يا زود از من خواستگاري مي كند. كمي كه من و من كرد، خواست كه از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاري كنم و اجازه بگيرم كه كمي با او حرف بزند. من هم قبول نكردم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم چشم پاك باشد!

ترم آخر : امروز هيچ كس از من خواستگاري نكرد. من مي دانم مي ترشم و آخر سر هم مجبور مي شم زن اكبرآقا مكانيك بشوم!

تقدیم به تو  که دلم برات تنگ شده ............کم پیدا شدیّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّّ

برقرار باشی و سبز

 

گل من تازه بمون

 

نفسم پیشکش تو

 

جای من زنده بمون

 

باغ دل بی تو خزون

 

موندنی باش مهربون

 

تو که از خود منی

 

منو از خودت بدون

 

امروز تولد آقای نیوتون هست

تولدت مبارک آقای نیوتون

من به عنوان یک دانشجوی ریاضی این روز رو به تمامی ریاضی دوستان تبریک می گم.

قانون دهم نیوتون

قانون دهم نیوتون

آموزش آپ دیت نود 32

سلام بچه ها آپ دیت Nod 32 خیلی آسونه به همین دلیل به خودتون واگذار می کنم.

اما چندتا یوزر پسورد جدید 2010 براتون گذاشتم برین حالشو ببرین.

Username: EAV-25188570
Password: mpxdbaxtr6
Expiry Date: 08.06.2010

Username: EAV-25700992
Password: x3h8t27d8a
Expiry Date: 22.06.2010

Username: EAV-25762787
Password: tmsb86fk8b
Expiry Date: 22.06.2010

جدیدترین ها را از ما بخواهید.

دخی32

نوشتم دخی 32 تا هرکی اشتباهی نوشت بازم بیاد.

جدید ترین آپدیت های Nod 32 را از ما بخواهید.

Username: EAV-25125789
Password: 4skcttscjf
Expiry Date: 07.06.2010

آپ دیت nod32

Username: EAV-25051293
Password: t6m33ke6ea
Expiry Date: 05.06.2010

username+password for nod32

Username: EAV-24947364
Password: xsvh8bjf5r
Expiry Date: 02.06.2010

آپ دیت نود 32

Username: EAV-24807028
Password: vsep54exjr
Expiry Date: 29.05.2010

 

وبلاگ mratashi.blogfa.com فعلا تعطیل است

سلام دوستان وبلاگم احتمالا به مدت ۴ هفته از امروز دوشنبه هفتم دی ماه سال ۱۳۸۸ تعطیل بشه.

حالا اگه کسی چیزی دوست داشت بگه  بنویسه من حتما  می خونم.

اما دیگه تو این وبلاگ کمتر می نویسم.

 

تقدیم به عاشقان حسین (ع)

  الهی به مستان جام شهود...      

                 به عقل آفرينان بزم وجود...                   

به  آنانکه  بی باده مست آمدند...    

               ننوشیده می می پرست آمدند...              

   به ســـــــاغر کشان شراب ازل...      

           به ميخوارگان می لم يزل...               

  به حسنی که شد از ازل آشکار...      

          به عشقی که شد حسن را پرده دار...                 

      دلم مجمر آتش طور کن...        

                گلم ســـــــاغر آب انگور کن...                   

   دلم مجمر آتش طور کن...    

گلم ســـــــاغر آب انگور کن...   

سلامی دیگر

سلام خیلی وقته که تو وبلاگم چیزی ننوشته بودم.

اما الان نوشتم دیگه جالبه همین الان یه بنده خدایی که ظاهرا از دوستای داداشم بود با من تماس گرفت با علیرضا مون اشتباهم گرفته بود . داداشم اینا دارن می آن اینجا خوشحالم.

دلم برای همتون تنگ شده بود از نظرهای خوبتون ممنونم.

از تمامی افرادی که اومدن به وبلاگم و  من آپ نبودم عذر می خوام.

حالا این وبلاگک من چی هست که این همه زحمت می کشید و وقت می گذارید و به من سر می زنید.

 

گزارشکار به اعضای محترم انجمن علمی ریاضی کاربردی

دوستان سلام

من برای به رسمیت شناختن وبلاگ انجمن علمی ریاضی کاربردی کارهای زیادی کردم.

فقط آقای فرازیان و خانم حسینی  مسئولین مربوطه می باشند.(البته آقای فرازیان بازم تو این کارا چیزی س در نمیاره)

درضمن اهداف انجمن ما به مسئولین مربوطه ابلاغ گردیده  و تمامی مراحل اداری یا به اصطلاح کاغذبازی

انجام و در حال بررسی هست.

کلی امضا از خیلی ها گرفتم که حتی طرف مقابل مهرشو گم کرده چند بار سراغش رفتم.

مسئولین برگزارکننده جلسه دیروز خودشون فقط یک رابط هستند من خودم رابطین رو گذاشتم کنار و مستقیم کارهامو انجام می دم چون این افراد همونطوری که فرمودند دست و پاشون بسته هست و دبیر کانون فیلم و عکس هم آدم جوگیری هست. زیاد پروبال می داد.

درضمن برای وبلاگ انجمن علمی ریاضی کاربردی من حتی دوستانی برای خودمون در اینترنت هم پیدا کردم که لینکشون کردم. که همکارهای ما به حساب می آیند.

 که در قسمت نظرات وبلاگ مشاهده می کنید که برای مثال ما لینکتون کردیم شما هم لینک کنید و...

این افراد وبلاگ های برتر در ضمینه ریاضی  را دارند.

چون عموما  افراد زیادی از دانشگاه خودمون به علت کمبود امکانات نمی تونن از وبلاگ ما باز دید کنند.

باید مطالبمون رو زیاد کنیم تا از طریق اینترنت و موتورهای جستجو به وبلاگ ما سر بزنند.

پس زیاد به بچه های دانشگاه خودمون دلتون رو خوش نکنید.

پس مطالب خوبی تهیه کنید تا وبلاگمون رونق بگیره.

با تشکر  از همکاری شما عزیزان

<درضمن درساتونم بخونید چون از همه چیز مهمتر درستون هست>

 

تصمیم کبری

سلام یه چند وقتیه می خوام درس بخونم اما وقت ندارم. برام دعا کنید که وقت کافی داشته باشم که درس بخونم البته اینا همش بهونه هست من تنبل شدم.

اونم با این همه کتاب

عیدتون مبارک مخصوص به اون سید و سادات های گل

سلام دوستان عزیزم حالتون خوبه ؟

حال منم بد نیست خداروشکر یه نفسی می آد.

اما این بزرگترین عید ما شیعیان هست.اما به اعتقاد من این عید تموم انسان های  آزاده هست. خیلی ها نمی شناسن امام علی کی بوده و کی هست. البته ناگفته نماند که خیلی از ما ها که سنگشو به سینه  می زنیم علی (ع) رو نمی شناسیم!!!

اما می تونیم بشناسیمش باید علی رو شناخت از رفتارهاش درس زندگی بیاموزیم.

درسته که علی امروز نیست اما اولادش که هستن امام زمان که هست چرا با ایشون بیعت نمی کنیم؟؟

من خودمو می گم. چرا ما می گیم کاش ما اون روز اونجا می بودیم. یا وقت محرم که می شه می گیم کاش تو اون زمان می بودیم و می رفتیم کربلا کمک امام حسین. اما شاید اگه می شد و می رفتیم اون زمان احتمال داشت در مقابل امام می بودیم. الان که خودمون امام داریم پس چرا اینجا به همین امام زمان ثابت نمی کنیم ما هستیم ما با تو هستیم به خاطر تو هر کاری می کنیم. این عیدا فقط مال سیدا نیست این روز فقط یه یاد آوری هست. یاد آوری که شمام امام دارین اما مثل افرادی که دور امام علی رو خلوت کردن نباشین. وگرنه امام علی هزارو خورده ای سال قبل تو این دنیا بود خیلی ها باهاش بیعت کردن اما بیعتشون رو شکستن. بیایید با امام خودمون پیمان ببندیم و تا آخر باهاش باشیم.

اثبات اشتباه؟؟؟؟ درساتون رو بخونید

سلام دوستان از ۱۳ نفری که به اثبات من نظر داده بودند  فقط ۲ نفر متوجه اشتباه بودن این اثبات بودند که یکی از اونا داداش عزیزم بود و دیگری همکلاسی ام که فهمیدند از ریشه مشکل داره. ولی ظاهر گول زننده ای داشت البته در ادامه مطلب نوشته بودم مشکلشو پیدا کنید اما نمی دونم چرا کسی دنبالش نبود.

 

این گلم تقدیم به شما که خیلی گلید.

اگه درس بخونی بازم تو امتحان شکست می خوری!!!

من امروز می خوام به زبان شیرین ریاضی ثابت کنم اگه درس بخونی بازم در امتحان قبول نمی شی!!!!

حالا چه جوری؟؟؟؟؟؟ من میگم:

اثبات به برهان خلف می باشد :

فرض می کنیم اگر مطالعه کنیم در امتحان شکست نمی خوریم، در این صورت داریم:

Study = don’t fail*

درضمن عکس این مطلب  همیشه درست است یعنی اگر درس نخوانیم در امتحان شکست می خوریم:

Don’t study = fail **

با جمع این دو عبارت با هم داریم:

* + ** => study + don’t study = fail + don’t fail

با فاکتور گرفتن از  study  در سمت راست و  fail در سمت چپ داریم:

Study (1+ don’t) = fail (1+ don’t)

حال با تقسیم طرفین بر عبارت (1+ don’t) بدست می آوریم:

Study = fail

که این عبارت با فرض مسئله متناقض است. پس فرض خلف باطل و حکم (اگر درس بخوانیم در امتحان شکست می خوریم) ثابت می شود.

این اثبات توسط mratashi  صورت گرفت. ادامه مطلبو بخونین

ادامه نوشته

ایجاد وبلاگ ریاضی کاربردی مجتمع آموزش عالی نیشابور

با سلام خدمت دوستان و همکلاسی های عزیز وبلاگ چندین روز قبل ایجاد شده فقط وقت نداشتم که کاری براش انجام بدم چون امتحان فیزیک داریم و امتحان ریاضی عمومی رو هم نخونده بودم و احتمال ۱۰۰٪ خراب کردم دیگه انگیزه ای نداشتم. اما ان شاءالله از روز یکشنبه کارهایی برای وبلاگ انجام می دم.درضمن اعضای محترم انجمن برای ایجاد قسمت مدیریت خودشون اسمیو که می خوان انتخاب کنن برای پست های خودشون به من بدن تا من برای وبلاگ نویسنده تعریف کنم و عزیزان کار خودشونو شروع کنند. البته جلسه ای در روز دوشنبه تشکیل خواهد شد تا نحوه کار در وبلاگ توضیح داده شود.

آدرس وبلاگ اختصاص داده شده به این امر www.neymath.blogfa.com می باشد.

درضمن این وبلاگ به زودی رسمی خواهد شد.وظیفه کنونی ما پرمحتوا کردن این وبلاگ است.

 

جنگ و دعوا؟؟؟؟

سلام امروز تو دانشکده هنر بودم یه آقا پسری سیگار می کشید  منم از این کار غیر اخلاقی اونم تو یه محیط فرهنگی ناراحت شدم و به امور فرهنگی دانشگاه مراجعه کردم و از ایشون در این موارد سوالاتی کردم که ایشون اولش ناراحت و پس از اندکی تامل خیلی خوشحال شد.

و قرار شد که من برم پیش آقای رافعی و از ایشون یه سری چیزارو تقاضا کنم.

حالا نتیجشو بعدا اعلام می کنم.

این مسئله ۱۰۰٪ به من و تمامی دانشجویان مرتبط می شه.

چون اونجا خونه دوم ما هست و من به عنوان یه عضو این خانواده این حقو به خودم می دم که به این گونه مسائل اعتراض کنم.

لیست غذاهایی که خوردم تو این هفته و آخرین لباسایی که پاره کردم

سلام من  هفته گذشته ۲بار تخم مرغ خوردم ۱بار ماکارونی ۳بار چلو گوشت ۱بار قیمه ۱بارم جیگر خوردم

آخرین لباسایی هم که پاره کردم عبارت بوده از یه دونه شلوار لی بوت کات که تصادف کردم و ۱ کاپشن که با دوتا دزد درگیر شدم ۱ جفت کفش که موقع کار تو زمینامون پاره شد جورابم که تا دلتون بخواد سوراخ کردم.

این پستو برای یه بنده خدایی گذاشتم تا بفهمه که من هرچی بخوام می تونم تو وبلاگ شخصی خودم قرار بدم .

من در تاریخ ۹/۹/۱۳۹۹ اگه خدا بهم عمری داد می خوام ساعت ۹:۲۹ بیام تو وبلاگم چیزی بنویسم چون به عدد ۹ علاقه دارم.

راستی امشبم شام ماهی پلو داریم  و جورابی که الان پوشیدم شاید طی همین هفته سوراخ بشه.

 

منابع اصلی و سر فصل دروس پايه و اصلي(مشترك) دوره کارشناسی ریاضی

منابع اصلی و سر فصل دروس پايه و اصلي(مشترك) دوره کارشناسی ریاضی

 

جدول1ـ  دروس پايه رشته رياضي

 

رديف

1-    نام درس

تعداد واحد

پيش نياز

1

رياضي عمومي 1

4

-

2

رياضي عمومي ۲

4

1

3

مباني رياضيات

4

-

4

فيزيك پايه 1

4

* (1)

5

فيزيك پايه 2

4

4

6

معادلات ديفرانسيل

3

(2)

7

مباني كامپيوتر و برنامه سازي

4

-

 

جمع

27

 

 

جدول2ـ  دروس اصلي(مشترك) رشته رياضي

رديف

2-    نام درس

تعداد واحد

پيش نياز

8

جبرخطي 1

3

3

9

جبر1

4

8

10

جبر خطي 2

3

8 و (9)

11

جبر 2

4

8 و 9

12

آناليز رياضي 1

4

2 و 3

13

آناليز رياضي 2

4

12

14

آناليز عددي 1

4

7 و 8 و ( 12)

15

آمار و احتمال 1

3

(2)

16

آمار و احتمال 2

4

15

17

توابع مختلط

4

12

18

معادلات با مشتقات جزيي

3

6

19

تحقيق در عمليات

4

8

20

رياضيات گسسته

4

3 و 6

`

جمع

48

 

 

  • *  شماره هايي كه در ستون پيشنياز داخل پرانتز است به معني همنياز مي باشد. به طور مثال شرط اخذ درس فيزيك پايه 1 گذراندن درس رياضي عمومي 1 يا گرفتن همزمان با رياضي عمومي 1 مي باشد.

  • ** دروس رديفهاي 1 و 2 و 3 و 9 و 11 و 12 و 13 به 2 ساعت حل تمرين و دروس رديفهاي 4 و 5 و 6 و 8 و 10 و 18 به 1 ساعت حل تمرين نياز دارد.(جمعا 20ساعت)

 برای توضیحات هر درس به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

ریاضی عمومی

یک قضيه جالب در رياضي

 

"طبيعت راز هايش را با عظمت ذاتي اش پنهان كرده نه با حيله و نيرنگ"  آلبرت اينشيتين

يه مدت زيادي بود كه وبلاگم رو بروز نكرده بودم.واقعا عذر مي خوام من در پي توجيح كردن اين موضوع نيستم.از تمام دوستاني كه تشريف آوردن و نظر دادن چه مثبت و چه منفي تشكر مي كنم و از دوستاني كه نظراتشون بي پاسخ موند معذرت مي خوام سعي مي كنم به مرور نظراتشون رو به كار ببرم و پاسخ بدم.

چه چيز يك قضيه رو بزرگ مي كنه؟ عوامل زيادي در اين موضوع دخيل است:

چه چيز يك قضيه را بزرگ مي كند؟ عوامل زيادي در اين موضوع دخيل است:
1. كليت 2. كاربرد 3.قدرت 4. تقارن ... شايد توي يه پست نظر رياضيدان ها رو راجع به اين موضوع نقل كردم ولي تا اون موقع نظر آقاي Dan Kalman رو راجع به اين موضوع داشته باشيد.
"براي من ، يك قضيه بزرگ اونيه كه غافلگير كننده باشه.اگر خواندن يك قضيه شما رو وادار به گفتن: «اين غير ممكنه» كرده باشه ، منظور منو مي فهميد"
اين مقاله راجع به قضيه اي كه ، از نظر آقاي Dan Kalman كانديداي حيرت آورترين قضيه است.اين قضيه نتيجه اي جالب را در مورد رابطه ي بين ريشه هاي يك چند جمله اي و ريشه هاي مشتق آن بيان ميكند.كالمن آنرا قضيه ماردن (Marden's theorem) ناميده چون اين قضيه اولين بار در كتاب هندسه ي چند جمله اي ها (Geometry of Polynomials) نوشته ي( Morris Marden (1905-1991  آورده شده خود كالمن رد اين قضيه را تا مقاله اي از Jörg Siebeck كه در سال 1864 نوشته شده دنبال كرده است.
مقدمه
قضيه مورد نظر مشابه با ايده قضيه رل (Rolle's theorem) است- ما توي رياضيات عمومي از قضيه بولتزانو- وايراشتراس براي حداقل تعداد ريشه ها و از قضيه رل براي حد اكثر تعداد ريشه هاي يك معادله استفاده مي كنيم- قضيه رل به ما ميگويد كه ريشه ي مشتق بين هر جفت از ريشه هاي تابع اصلي قرار دارد.اين نوعي رابطه بين ريشه هاي چند جمله اي(p(x و مشتق آن(p’(x است.

شكل 1 : قضيه رل رابطه ي بين ريشه هاي چند جمله اي(p(x  و مشتق آن(p’(x

برای مطالعه متن کامل این پست به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

ادامه نوشته

براساس ضوابط بنياد ملي نخبگان؛
دانشجويان رتبه اول دانشگاهي از حمايت بنياد ملي نخبگان برخوردار مي‌شوند

معاون پژوهشي بنياد ملي نخبگان گفت: دانشجويان رتبه اول کد رشته هاي دانشگاهي در سه مقطع کارشناسي، کارشناسي ارشد و دکترا براساس ضوابط بنياد از تمام حمايت هاي بنياد ملي نخبگان برخوردار مي شوند. اکنون 30 هزار نفر نمره اول در کشور داريم.
 

به گزارش خبرنگار سرويس دانشگاه برنا، فخرايي معاون پژوهشي بنياد ملي نخبگان در همايش علمي دانشجويان برگزيده جشنواره ها مخترعين، پژوهشگران، مولفين و ممتازان دانشگاه پيام نور گفت: ويژگي برجسته دانشگاه پيام نور اين است که با بودجه دانشجو اداره مي شود و در مقايسه با ساير موسسات هزينه کمتري بر عهده دانشجو مي گذارد.
وي با اشاره به حمايت پژوهشي عام جامعه که بنياد ملي نخبگان مي تواند انجام دهد گفت: پول بنياد ملي نخبگان همه دست کاري و پول بازي که بتوانيم خرج کاري کنيم کم است اما يک بودجه که آزاد است و مي توانيم آن را در برنامه هاي ديگر هزينه کنيم بودجه حمايت از مخترعان است.
وي ادامه داد: هر کسي بتواند اختراعي طرح کند که اختراع وي جزء بديهيات نباشد با اصول شناخته شده علمي در تعارض نباشد، داراي سبکي از نوآوري باشد، قابليت کاربردي داشته و همچنين ارزش افزوده اقتصادي ايجاد کند جايزه اعتبار پژوهش و نوآوري مخترعان بنياد را دريافت مي کند.
وي اعلام کرد : 3 ميليون تومان به اين مخترعان اختصاص داده مي شود و همچنين وقتي استاد راهنمايي نباشد بنياد از دانشگاههاي ديگر يک استاد راهنما براي کاربردي شدن اختراع دانشجو انتخاب کرده و هزينه آنرا پرداخت مي کند.
فخرايي از حمايت هاي ديگر بنياد ملي نخبگان در سطح عام جامعه گفت: هر کس در کد رشته دانشگاهي رتبه اول باشد و حداقل شرايط را داشته باشد يعني دو مقاله علمي پژوهشي اي اس اي و يک مقاله اي اس اي در مقطع کارشناسي ارشد و يک مقاله کنفرانسي در کارشناسي داشته و داراي معدل بالاي 17 باشند تمام اين دانشجويان از حمايت هاي بنياد ملي نخبگان برخوردار مي شوند.
وي يادآور شد: هر ساله 30 هزار نفر نمره اول در کشور داريم.
 

نخبه شو مستر آتشی

 

 

 

رانندگی و ....

سلام من امروز جاتون خالی از تو اتوبان می اومدم کافی نت با موتورم می خواستم از یه سمند سفید سبقت بگیرم راهو باز نمی کرد عصبانی شدم از سمت راستش رفتم دیدم روی دراش نوشته کنترل نا محسوس پلیس راه گفتم بهتر که راه ندادی!!!!!

البته بازم یه ۱۱۰ تایی می رفتیم با هم. حالا موتورمم بدون پلاک بود.

دیروزم با یکی از آشناهامون که مربی آموزشگاه رانندگی هست صحبت می کردم گفت روز سه شنبه همین هفته تو بلوار جمهوری با سرعت نزدیک ۱۰۰ تا داشته با ماشین آموزشگاه می رفته یه دختر بیچاره سنشم۱۷-۱۸ می پره جلوی ماشین و بعدشم دیگه تیکه تیکه میشه.

مراقب خودتون باشید تو خیابون سربه هوا راه نرین به قول یه بنده خدایی اینم یه انتقاد سازنده!٬!!!

 

اسباب کشی به سبک من

من امروز از ساعت ۱۲ اسباب کشی کردم تا ساعت ۵ عصر آسانسور خراب شده بود من با ذکاوتم (همیشه تعریف می کنم از خودم) رفتم تو اتاق کنترل آسانسور از اونجا به صورت دستی آسانسورو با زورم تکون می دادم

سخت بود آخه یه طرف آسانسور همونطور که می دونید سنگین تر هست دیگه جالبه آسانسور بالا می اومد اما پایین نمی رفت منم کارگرارو کردم تو کابین تا راحت بره ترمزشم خلاص کردم

می دونید رفتم سر ساختمون دیدم طفلی کارگرا دارن با دستشون وسیله هارو جابه جا می کنن گفتم چرا با آسانسور نمی برین گفتن خرابه رفتم کارشونو راه انداختم دیگه چیکار کنیم به قول همکلاسیمون ذهنم خلاقه. اما دستام درد می کنه الان اگه می دیدین با چه مکافاتی راش انداختم. از آخزم همه ازم تشکر کردن آخه با این کارم کار چند نفرو انجام دادم اونم با سرعت خیلی بیشتر.

راستی امروز به نمایشگاه کتابم رفتم تو فرهنگسرای سیمرغ کتاب هالیدی ویراست۵ ترجمه گلستانیان و ۴۵۰۰ تومان می دادن. امروز پیاده بودم آخه پلاک موتورم گم شده موتورمو بر نمی دارم.

راستی با  همکلاسیهامون می خواهیم نشریه راه بندازیم.

البته ناگفته نماند که این طرح اول به ذهن خودم رسید و من قبلا در مورد این نشریه کارهایی کرده بودم یه روز رفته بودم دانشکده هنر با یکی از دوستام رفتم می خواست غذا رزرو کنه منم دیدیم حاج آقای دانشگاهمون <نماینده مقام معظم رهبری>داره می آد گفتم حاج آقا سلام علیکم ایشون هم از اون طرف اومد کنار من گفتند علیکم سلام منو به دفترشون راهنمایی کرد و من در رابطه با نشریه با ایشون صحبت کردم(من فقط می خواستم بیکار نباشم)البته من با این حاج آقا آشنا بودم بهش گفتم ایشونم شناخت منو بعد به چندین مکان مختلف تماس گرفت و گفت برین فلان جا من هماهنگ کردم منم گفتم خیلی ممنونم و اومدم بیرون و پیگیریم نکردم.

lecture for any one who need

سلام من این مطلبو اول واسه یکی از دوستام گرفتم اما دیدیم سنگینه گذاشتمش تو وبلاگم تا هرکسی که می تونه اینو ارائه بده

KHAWARIZMI, MOHAMMAD BIN MUSA

Abu Abdullah Mohammad Ibn Musa al-Khawarizmi was born at Khawarizm (Kheva), south of Aral sea. Very little is known about his early life, except for the fact that his parents had migrated to a place south of Baghdad. The exact dates of his birth and death are also not known, but it is established that he flourished under Al- Mamun at Baghdad through 813-833 and probably died around 840 A.D.

Khawarizmi was a mathematician, astronomer and geographer. He was perhaps one of the greatest mathematicians who ever lived, as, in fact, he was the founder of several branches and basic concepts of mathematics. He influenced mathematical thought to a greater extent than any other mediaeval writer. His work on algebra was outstanding, as he not only initiated the subject in a systematic form but he also developed it to the extent of giving analytical solutions of linear and quadratic equations, which established him as the founder of Algebra. The very name Algebra has been derived from his famous book Al-Jabr wa-al-Muqabilah. His arithmetic synthesised Greek and Hindu knowledge and also contained his own contribution of fundamental importance to mathematics and science. Thus, he explained the use of zero, a numeral of fundamental importance developed by the Arabs. Similarly, he developed the decimal system so that the overall system of numerals, 'algorithm' or 'algorizm' is named after him. In addition to introducing the Indian system of numerals (now generally known as Arabic numerals), he developed at length several arithmetical procedures, including operations on fractions. It was through his work that the system of numerals was first introduced to Arabs and later to Europe, through its translations in European languages. He developed in detail trigonometric tables containing the sine functions, which were probably extrapolated to tangent functions by Maslama. He also perfected the geometric representation of conic sections and developed the calculus of two errors, which practically led him to the concept of differentiation. He is also reported to have collaborated in the degree measurements ordered by Mamun al-Rashid which were aimed at measuring the volume and circumference of the earth.

The development of astronomical tables by him was a significant contribution to the science of astronomy, on which he also wrote a book. The contribution of Khawarizmi to geography is also outstanding in that not only did he revise Ptolemy's views on geography, but also corrected them in detail as well as his map of the world. His other contributions include original work related to clocks, sun-dials and astrolabes.

Several of his books were translated into Latin in the early 12th century. In fact, his book on arithmetic, Kitab al-Jam'a wal- Tafreeq bil Hisab al-Hindi, was lost in Arabic but survived in a Latin translation. His book on algebra, Al-Maqala fi Hisab-al Jabr wa-al- Muqabilah, was also translated into Latin in the 12th century, and it was this translation which introduced this new science to the West "completely unknown till then". He astronomical tables were also translated into European languages and, later, into Chinese. His geography captioned Kitab Surat-al-Ard, together with its maps, was also translated. In addition, he wrote a book on the Jewish calendar Istikhraj Tarikh al-Yahud, and two books on the astrolabe. He also wrote Kitab al-Tarikh and his book on sun-dials was captioned Kitab al-Rukhmat, but both of them have been lost.

The influence of Khawarizmi on the growth of science, in general, and mathematics, astronomy and geography in particular, is well established in history. Several of his books were readily translated into a number of other languages, and, in fact, constituted the university text-books till the 16th century. His approach was systematic and logical, and not only did he bring together the then prevailing knowledge on various branches of science, particularly mathematics, but also enriched it through his original contribution.

Reference: www.mratashi.blogfa.com

 

آزمایشگاه فیزیک

با سلام خدمت دوستان عزیز امروز آزمایشگاه بودیم چقدر حال کردیم.

جاتون خالی ظرفیت گرمایی بدست می آوردیم در حد تیم ملی ۲ بار بدست آوردیم یه بار ۳۵.۸ و یه بار ۲۴.۹ گروه ما همیشه جزء اولین گروه هایی بود که کارش تموم می شد اما ایندفعه آخرین گروه بودیم.

استاد آزمایشگاهمون گفت برای کوییزآماده هستین؟

همه گفتن نه

اما من گفتم بععله.

گفتم خانم من این دفعه خوندم حقم ضایع می شه!!!!

گفت باشه پس می گیرم منم گفتم بگیرین. به خاطر حرفم رفت برگه آورد تا فقط روی منو کم کنه اما منم از رو نرفتم گفتم بگیرین اما همه بچه ها گفتن نه خانوم تورو خدا نگیرین.

خلاصه من که کوتاه نیومدم.اما ایشون گفت نمی گیره!!!!

هم گروهیم خیلی پسر خوبیه ماشاءالله هیچ کاری نمی تونه بکنه حتی جمع و تفریق!!!!

البته نا گفته نماند حتی ارقامی هم که بهش می گم اشتباه ثبت می کنه

خدا یه هم گروهییه اینطوری بهتون بده تا بتونین منو درک کنین من اهل غیبت نیستم بهشم گفتم و اجازم گرفتم این مطالبو بنویسم.

در آخر هم  استادمون گفت آقای آتشی شما خیلی با انرژی هستید:

رفتم  از سقف چندتا فنر آویزون کردم.

راستی اگه به  موتور جستجوی گوگل  برین و دنبال کلمهmratashi بگردین آدرس سایت دانشگاه در صفحه اول می آد.

اینم از اخبار جدید.

 

بی وفا خیلی نارفیقی

رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیچکی نمی فهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم، پیر تو ای جوونی
تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست
اگرچه هیچ کس نیومد
سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش
طاقت بیار و مرد باش.

اگر بیای، همون جوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی
صدای سازم همه جا پر شده
هرکی شنیده از خودش بیخوده
اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه
سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاجه به نور خورشید

سامان داره می ره.

خداحافظ برای تو چه آسان بود      ولی قلب من از این واژه لرزان بود

 

 خداحافظ برای تو رهایی داشت       برای من غم تلخ جدایی داشت


 خداحافظ طلوع من                                         غروب من خداحافظ

 

 تو ای محبوب خوب من                      سلام  تو طلوع پاک شبنم بود

 غروب ظلمت تاریکی وغم بود

 

 سلام تو
 

           شروع آشناییها    نوید مهربانی ها      زمان همزبانی ها

  دریغ از قطره های اشک سوزانم که از بیداد تو بر رخ چکیده


  خزان زندگی آمد

دل افسرده بعد از تو بهاری را ندیده

خداحافظ


خداحافظ

 

 خداحافظ

تقدیم به سامان عزیزم

از طرف دایی احسان جون

مهر

زندگی جاریه

از دست دادن کلاس

با سلام خدمت همکلاسی های عزیزم متاسفانه به چند دلیل نتونستم به کلاس برسم:

۱- موتورم پنچر شد.

۲-خواهرم از دانشگاه اومده بود پیشش موندم خونه

۳-دیشب ۴ ساعت خوابیدم

۴-هیچ کدوم از اینا دلیل منطقی نبود اما نشد بیام دیگه.

خاطره ها می مونه...حواست باشه

 

در گذر گاه زمان ...

 

خیمه شب بازی دهر...

 

با همه ی تلخی و شیرینی خود میگذرد...

 

عشق ها میمیرند

 

رنگ ها رنگ دگر میگیرند...

 

و فقط خاطره هاست که چه شیرین وچه تلخ دست نا خورده به جا میمانند...

یه نفس راحت

با سلام تا همین امروز من هر روز تقریبا روزی ۸ ساعت تو کافی نت بودم  اما از امروز به بعد یه منشی گرفتیم که من روزی ۱ ساعت برم اونجا و یه کمکی بکنم.

طلوع من وقتی غروب پر بزنه موقع رفتن منه***************این روزا دنیا واسمون از خونمون کوچیکتره

*

*

*

 

سیاوش قمیشی

پاسخ به برخی دوستان

سلام بر همگی دوستان

خانم و آقای مورد نظر به هم علاقه دارن. هردوتاشون تا جایی که من می دونم آدم های خوبی هستن.

آرزوی موفقیت می کنم برای هردوتاشون و شما عزیزان

لطفا به اونا کاری نداشته باشین و به فکر خودتون باشین و براشون آرزوی خوشبختی کنید.

در خصوص عاشق نما ها:

تو این دورو زمونه عاشق واقعی خیلی کمه درضمن فکر می کنم شما تعریف نامناسبی از عشق دارید.چون عشق ودیعه ای مقدس و پاک هست و سوای از هوس هست.

جمله آخر لکچر دعای من بود.

یه نصیحت برادرانه به بعضی دختر خانوم های عزیزاز طرف یه پسر 

 زود گول  پسرارو نخورین و زود عاشق نشین

پاسخ به خانم سمیرا:

من از اون افراد شدیدا متنفرم و البته از هردو جنس مذکر و مونث امیدوارم که شما از این دسته افراد نباشی و اگه عاشق کسی هستی یه عشق حقیقی باشه. 

درپناه حق

 

پاسخ به یه نفرالبته این یکی فرق می کنه

با سلام  به همون یه نفر  حرفاتو که خوندم یادم از صحبت معروف دکتر شریعتی افتادم که گفته بودند:

دنیا را بد ساخته اند ... کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد ... کسی که تورا دوست

دارد ، تو دوستش نمی داری ... اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد ... به

رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند ... و این رنج است ...

(دکتر علی شریعتی)

در اینجا مقصر دنیاست نه ریاضی

البته در این مورد به نظر من مقصر نه دنیاست و نه ریاضی این جسارت نیاز داره اگه واقعا یک نفریو دوس داری برو بهش بگو . البته نه به صورت مستقیم چون طرف مقابلت پررو می شه به صورت غیر مستقیم بهش بفهمون که دوسش داری اینطوری خیلی بهتره.

البته شاید طرف مقابلم شمارو دوست داشته باشه اما بازم برای اون هم سخت باشه بازم یادم از یه چیزی اومد:

یه دختر و پسری بودن که دختر قصه ما تو یه مرکز فروش فیلم و ... کار می کرده و پسر داستان عاشق این دختر می شه با توجه به اینکه این پسر اصلا به فیلم علاقه ای نداشته هر روز به این مرکز خرید می رفته و به خاطر دیدن همون دختر یه فیلم می گرفته اما جرات نداشته به اون دختر چیزی بگه بعد چند وقت اون پسر به دلیلی  می میره. دخترک می بینه از پسر خبری نیست به در خونه اونا میره تا ببینه چه خبره می ره  می بینه پسر مرده شوکه میشه مادر پسر می گه پسر من عاشق شما بوده و همیشه با اینکه اصلا فیلم نگاه نمی کرده به خاطر شما هر روز از شما فیلم می گرفته دخترک میره داخل اتاق پسر و تمامی فیلم هارو می بینه که اصلا از کاورش در نیومده . با افسوس یکی از اونارو باز می کنه ونامه ی عاشقانه خودش رو به مادر پسر نشون می ده و همونجا می میره.

پس نتیجه میگیریم که :

امروز را برای بیان احساست به عزیزانت غنیمت بشمار شاید فردا احساسی باشد ولی عزیزی نباشد.

من از این به بعد همون قسمت نظرات جواب شمارو می دم چون وبلاگ من زیاد جنبه هصوصی نداره و  شمام تو همین پست نظرتون رو قرار بدین .

امیدوارم که مفید بوده باشه

آتشی حمیدرضا    

Mr.Mohammadi lecture

Iranian wedding:

Marriage is holy gift from God for couples to taste the real love-the real love is achieving to creator-we accede this love by pure love.

By Muslim tradition, before marriage a man is allowed to see only the face and the hands of the bride. The young lady should be a virgin. If not, she should tell the groom before the marriage. First, the groom's parents come to talk to the bride's parents. By custom, the bride's parents have to buy everything for the house - furniture, refrigerators, carpets etc. If the bride comes from a rich family, her parents can buy even a house or a car. The requirement the groom has to meet is that he must have a job and a place to live. He must also provide a very expensive present for the bride such as real estate, golden coins etc. In case they later get divorced, this present should be given to the bride. Many families live together all their lives without having this problem. But in Iran people believe that by this present the groom demonstrates his serious intentions and desire to spend all his life with the bride.

When the two families agree, the groom gives the bride a ring, perfume, dress or something else. The bride also gives the groom a ring, wedding suit or another expensive thing. The wedding ceremony takes place in a house or a restaurant. During the wedding religious and official traditions are followed. A notary registers the marriage officially and the bride and the groom sign. The wedding ceremony is attended by a Muslim priest called "rovhani" as well. But every Muslim knows the words that are to be pronounced in order to become husband and wife. After pronouncing those words, any couple can marry even if there is no priest there.

Islam recommends early marriages. That's why the average age of the couples is 20-21. At least 200, 300 guests attend the wedding. The expenses are paid by the parents of the newly-weds - mostly, the groom's parents. Lately, as in the whole world, in Iran became popular to have a honey moon. Some of the Iranians organize intentionally small weddings in order to spend the money later, during their honey moon. It is also very important to mention that the society in Iran does not encourage divorces.

My prayer is that all pure lovers achieve to their love

Reference: www.mratashi.blogfa.com

پاسخ به یه نفر البته باید دونی که تو یه نفر من نیستی

اول از همه باید عرض کنم سرکار خانم یه نفر شما یک نفر هستید و باید به ریاضی علاقه داشته باشید ولی در واقع چیزی از ریاضی نمی دونید ریاضی یعنی عشق درضمن نوشته بودین که تمام قوانین ریاضی می کن عشق ممنوع شما یه مثال بزنید تا ما نفیش کنیم اونم با منطق و برهان.

درضمن من همینجا اعلام می کنم عاشق یه نفر حقیقی هستم ولی به ریاضی عشق می ورزم خوبه که بدونید من مهندسی عمران سیرجان هم قبول شدم  اما از عمران به خاطر یکی که ازش متنفرم نمی رم. و به چند دلیل نیشابور می مونم که یکی از این دلایل عشق به ریاضی هست.

به قول همکلاسیم ریاضی ذهن آدمو خلاق می کنه.

 

Math+Love= Life Is Live

 

 

 

 

 

 

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ریاضی و عشق!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

همه می گن ریاضی کجا کاربرد داره یا می گن این حد که می گیریم به چه دردی می خوره حالا من یه مثال می زنم تا بفهمین  ریاضی کاربرد داره:

lim(I)=Love

I----->U                  

حالا فهمیدین ما ریاضی کاربردی هستیم؟؟؟   

       

Lecture about wedding

اول از همه بگم این ازدواج به سبکه اسلامی هست و یکی از دوستام چون عاشق شده می خواد در این رابطه سخنرانی بکنه:

The first thing we have to know is that Islam allows men to have up to four wives but if the bride during the marriage insists to be the only wife for life and the groom agrees, they sign a special agreement and from that moment the man can only dream about having more wives. Anyway, to have four wives is not that simple.

According to the law the man should treat all of his wives equally i.e. psychologically, sexually and financially. Besides, if he wants to marry a second wife, he should take permission from his first wife. Is she refuses to give the permission, he has to prove that his first wife is not able to perform her duties as a wife but that is not easy at all. That is why in Iran there are not many men with more than one wife.

By Muslim tradition, before marriage a man is allowed to see only the face and the hands of the bride. The young lady should be a virgin. If not, she should tell the groom before the marriage. First, the groom's parents come to talk to the bride's parents. By custom, the bride's parents have to buy everything for the house - furniture, refrigerators, carpets etc. If the bride comes from a rich family, her parents can buy even a house or a car. The requirement the groom has to meet is that he must have a job and a place to live. He must also provide a very expensive present for the bride such as real estate, golden coins etc. In case they later get divorced, this present should be given to the bride. Many families live together all their lives without having this problem. But in Iran people believe that by this present the groom demonstrates his serious intentions and desire to spend all his life with the bride.

When the two families agree, the groom gives the bride a ring, perfume, dress or something else. The bride also gives the groom a ring, wedding suit or another expensive thing. The wedding ceremony takes place in a house or a restaurant. During the wedding religious and official traditions are followed. A notary registers the marriage officially and the bride and the groom sign. The wedding ceremony is attended by a Muslim priest called "rogani" as well. But every Muslim knows the words that are to be pronounced in order to become husband and wife. After pronouncing those words, any couple can marry even if there is no priest there.

Islam recommends early marriages. That's why the average age of the couples is 20-21. At least 200, 300 guests attend the wedding. The expenses are paid by the parents of the newly-weds - mostly, the groom's parents. Lately, as in the whole world, in Iran became popular to have a honey moon. Some of the Iranians organize intentionally small weddings in order to spend the money later, during their honey moon. It is also very important to mention that the society in Iran does not encourage divorces.

 

 

همکلاسی ها

با سلام خدمت تمامی همکلاسی های عزیزی که به وبلاگ کوچیک من سر میزنن ولی نظر یادشون میره بدن!!!!!

و اما تشکر به مناسبت دادن بیشترین رای به بنده و تشکری دیگر به خاطر انتخاب اینجانب به عنوان دبیر انجمن علمی ریاضی کاربردی دانشگاه.

امیدوارم که بتونم خدمتی بکنم البته دانشگاه می خواد یه اتاق کوچیکی به گروه ما بده .

 بازم جای شکرش باقی هست.

آخه گروه ما خیلی کار باید بکنه ترم اولیم و کًُلاً اولین دانشجوهای این رشته در این دانشگاه هستیم.

جا داره از بعضی از دوستان به خاطر حضور سبزشون  در وبلاگم قدر دانی بکنم.

اول از همه  گروه همکلاسی ها و هم دانشگاهی ها: البته این آمارو من از چند سایت به وسیله IPسیستم بدست آوردم.

دوستان عزیز از شهر خودمون( که به صورت اجباری از وبلاگم بازدید می کنن)

دوستان عزیز از شهر مقدس مشهد

و عزیزی از سبزوار

و....

 

مقابله با هکر های عراقی

سلام به علت کمبود وقت توضیح نمی دم اما به زودی این قسمتو کامل می نویسم. چند روز قبل  وبلاگ من مورئ حمله توسط یه گروه هک <حک> عراقی فرار گرفت این گروه تا همین الن حدود ۲۰۰-۳۰۰تا وبلاگو  هک کرده بود اما به یاری خدا و دوستان عزیزم که سریع بهم خبر دادن مال منو نتونستن البته تو قالب وبلاگم فاتحه خونده بودن اما درست می شه مهم اینه که نتونستن کار خاصی بکنن و گروه ما در حال یافتن سرنخی از این گروه هست تا مقابله به مثل بکنیم.

 جوجه هکر

در رابطه با دانشگاه و همکلاسی ها و دوستان

 

سلام ایندفعه کلی دیر اومدم ولی کلی حرف دارم واسه گفتن که اینجا جاش نیست ولی بعضی هاش باید گفته بشه:

۱ از دکتر حسینی معذرت خواهی کردم به خاطر یه رفتار زشتی که انجام دادم.(البته من قصد بدی نداشتم اما ایشون ناراحت شد. )اما وقتی ازش معذرت خواهی کردم خوشحال شد و گفت که درسامو بخونم تا ازم خوشحال بشه.

۲ استاد ریاضیمون از سفر برگشت باز تند درس دادن شروع شد.

3 حدود 2 هفته قبل از طرف 2 نفر به من اعلام شد که عضو انجمن علمی ریاضی کاربردی دانشگاه بشم و برم نامزد بشم واسه انتخابات، اما من فقط عکسمو دادم ولی اطلاعاتمو پر نکردم. روز 3شنبه هفته قبل بود که باز همون دو نفر منو دیدن و گفتن که این انجمنو راه بنداز ولی بازم دو دل بودم آخه هرکسی یه چیزی می گفت یکی می گفت از درس می افتی یکی می گفت خوبه و...

من رفتم صحبت کردم  که باقی دوستان رو در جریان قرار بدن گویا این دو نفر فقط منو می شناختن گفتم الان که سه شنبه هست  شما اینو تمدید کنین تا ما بیاییم. خلاصه روز انتخابات شد تو سلف داشتم غذا می خوردم که یه دفعه با یکی از بچه ها تصمیم گرفتیم که بریم کاندید بشیم منم سریع بروبچ کلاسو جمع کردم البته با همکاری خودشون 7 نفر عضو شدیم اما 5 نفر لازم هست من گفتم آقای فلانی من دیگه نیستم، من فقط می خوام میزان محبوبیتمو در بین بچه های کلاس بسنجم ببینم چند نفر به من اطمینان می کنن آخه انجمن که کاری نمی کنه. اما کلی خندیدیم می رفتیم تو انتخاب دوستان دخالت می کردیم.

4 امروز 2تا LECTURE دادن اولیش اونقدر مزخرف بود که نگو خدا شاهده حالم داشت به هم می خورد.  اما دومیش خیلی خوب بود خیلی متن ساده ای بود اما یه خوبی داشت این بود که به زبان انگلیسی بود کسی بی جنبه بازی در نیاورد آخه مطلبش یه خورده در مورد رابطه دختر و پسر بود، به جز افرار معدودی کسی چیزی نمی فهمید. اما من که کلی حال کردم. البته متنش خیلی آسون بود، اما من نمی تونستم واسه اولین جلسه از این نوع متن ها بیارم ضایع بود. من از همین جا برای سرکار خانم وفا کش آرزوی موفقیت می کنم. و خوشحال شدم که اینقدر خوب سخنرانی کردن.

5 تو کلاس زبانمون همه سوتی می دن تمرینارو حل نمی کنن و بعضی جاهارو می مونن البته مقصر استادمونه( با اون لهجه بریتیشش) که  مشخص نمی کنه می خواد جلسه دیگه چیکار بکنه البته بعضی ها از جمله خودم آمادگی داریم که هرکاری بخواد انجام بدیم.

6 درس مبانی ریاضیمون می خواد 14/09/1388 ازمون یه امتحان میان ترم بگیره درس سختی هست اونم فصل 3 مخصوصا از اول ساعت که درس می ده افراد معدودی می فهمن که من داخل این افراد نیستم.

7 درس فیزیکمون داره گیج کننده می شه اما استاد خنده رو و باحالی داریم همیشه ما به هم می خندیم( البته استاد به بعد از امتحان می خنده منم به این فکر اشتباهش می خندم.)

8 آزمایشگاه فیزیک خوبه اما گزارش کارش نه من عملی آزمایشم خوبه و دقیق اما گزاش نویسم نه. تا حالا یه بارم گزارش کار ننوشتم.

9 من متولد 29/09/1369 هستم چون دیدم چیزه دیگه ای نیست واسه اینکه به 9 علاقه دارم اینو نوشتم.

 

 

88/8/8

سلام دوستان عزیزم تولد امام رضا (ع) رو بر تمامی دوستان عزیزم در سراسر جهان تبریک می گم عیدتون مبارک و دوستون دارم.

خوبه که بعضی ها بدونن که ما تو خانوادمون هممون ارادت خاصی به امام رضا داریم و اینم یه نکته جالب هست که:

اسم بابابزگ مرحومم محمد رضا بود

اسم پدر محترمم غلام رضا هست

اسم داداش بزرگترم محمد رضا هست

اسم داداش بعدیم  علی رضا هست

و اسم من که کوچیک هرچی آدم با معرفت هست حمید رضا هست.

پس این عید عید ما رضایی هاست. پس من به خودم این روزو خیلی بیشتر از شما تبریک می گم.



عشقولانه

**************************************************

من آن ابرم که می خواهد ببارد ، دل تنگم هوای گریه دارد ، دل تنگم غریب این در و دشت ، نمی داند کجا سر می گذارد .

***********************************************

نمیگم دوستت دارم ، نمیگم عاشقتم ، میگم دیونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بیخیال دیونست . . .

- قلب مهربانت مثلثی را می ماند در دریای عشق , مرا در خود کشیدی برمودای من !!!

- ای دوست به جز عشق تو در سر من هوسی نیست , جز نقش تو بر صفحه ی دل نقش کسی نیست

یادته بهت گفتم که خشت دیوار دلتم، تو هم منو شکستی

  ولی اشکالی نداره، حالا خاک زیر پاتم !

در پارکینگ خاطراتم چشماتو پارک کردم. بعدش هم دلت رو پنچر کردم تا از دلم نری!

صبح که چشماتو باز می کنی، بدون دیشب یه نفر به شوق دیدن تو چشماشو بسته.

****************************************************

تقدیم به کسى که درکنارم نیست، اما حس بودنش به من شوق زیستن مى دهد.

*****************************************************

بروبچ درسخون

سلام بر دوستان عزیزی که همیشه به وبلاگ آپ من سر می زنن ولی این هفته زیاد وقت نداشتم که آپ بشم این هفته دیگه بچه درسخون شدم و کمتر وقت وبلاگ نویسو دارم و  از اینکه این دفعه همش با موضوع تکراری مواجه می شدین شرمنده. دیروز یکی از دوستای صمیمیمو که خیلی با هم رفیق بودیم و کل رفاقتمون به ۲ ماه هم نکشید رو دیدم. البته مقصر من بودم آخه نه شماره ای از من داشت و نه آدرسمو داشت. ماشاءالله قدش بلند شده بود هم قد خودم شده بود (خودم قد بلند نیستم ۱۸۷ هستم اما آخه دوستم ۱۶ سالشه) بهم گفت بی معرفت یادی از دوستت نمی کنی .بهم گفت آدما که بزرگ می شن بی معرفت می شن گفت مقصرم خودشون نیستن اینقدر گرفتاری دارن که دیگه یادشونم نمی آد که با کی رفیق بودن . که یه نفر دوسشون داره و منتظرش هست. خلاصه کلی با هم صفا کردیم و حرف زدیم بهش گفتم هاشم حرفای آدم بزرگارو می زنی چیه می خوای بگی تو هم بزرگ شدی؟ گفت آره کم کم دیگه دارم بزرگ می شم و دارم حسرت اون روزارو می خورم که زیاد قدرشو ندونستیم. خیلی حرفای خوبی می زد. نه معلوم می شد راستی راستی اون هاشم قبلی نیست. این یه هاشم پیشرفته هست و دیگه باید قبول کرد که بزرگ شده.

خیام نیشابوری

با سلام خدمت دوستان عزیز

همین ابتدا بگم این پست مربوط می شه به حکیم  غیاث الدین ابولفتح عمربن ابراهیم النیشاپوری الخیامی

اگه دوستدار این حکیم فرزانه هستین به ادامه مطلب برین و در اونجا حسابی در مورد ایشون چیزی بدست بیاورید. 

البته لازم به ذکر است منابع این پست در ابتدای ادامه مطلب ذکر شده است.

ادامه نوشته

lecture

hello dear friend my lecture is about Khayyam

:: Mathematician

Omar Khayyam was famous during his times as a mathematician. He wrote the influential Treatise on Demonstration of Problems of Algebra (1070), which laid down the principles of algebra, part of the body of Arabic Mathematics that was eventually transmitted to Europe. In particular, he derived general methods for solving cubic equations and even some higher orders: 

From the Indians one has methods for obtaining square and cube roots, methods which are based on knowledge of individual cases, namely the knowledge of the squares of the nine digits 12, 22, 32 (etc.) and their respective products, i.e. 2 × 3 etc. We have written a treatise on the proof of the validity of those methods and that they satisfy the conditions. In addition we have increased their types, namely in the form of the determination of the fourth, fifth, sixth roots up to any desired degree. No one preceded us in this and those proofs are purely arithmetic, founded on the arithmetic of The Elements. - Omar Khayyam: Treatise on Demonstration of Problems of Algebra   

His method for solving cubic equations worked by intersecting a conic section with a circle (examples[5]). Although this approach had been used earlier by Menaechmus and others, Khayyám provided a generalization extending it to all cubics with positive roots. In addition he discovered the binomial expansion. His method for solving quadratic equations is also similar to what is used today.

In the Treatise he also wrote on the triangular array of binomial coefficients known as Pascal's triangle. In 1077, Omar wrote Sharh ma ashkala min musadarat kitab Uqlidis (Explanations of the Difficulties in the Postulates of Euclid). An important part of the book is concerned with Euclid's famous parallel postulate, which had also attracted the interest of Thabit ibn Qurra. Al-Haytham had previously attempted a demonstration of the postulate; Omar's attempt was a distinct advance, and his criticisms made their way to Europe, and may have contributed to the eventual development of non-Euclidean geometry. 

Omar Khayyám also had other notable work in geometry, specifically on the theory of proportions.

 

 

 

توقف

سلام دوست من همین جا واستا کارت دارم آره با شمام بله خود شما خوب کجایی بی وف کم پیدا هستی جدیدا مشکوک می زنی .

شوخی کردم بابا.

اون روز تو کلاس فیزیک بودم یک کتاب رمان دستم بود(یلدا م.مودب پور)استادمون گفت رمان می خونی آره ؟ گفتم نه بابا من اینو قبلا خوندم به کتابای مودب پور علاقه دارم درسته موضوع همه کتاباش  تکراری هست اما به یه بار خوندن می ارزه به شمام پیشنهاد می کنم بخونی .

آخرین خبر از ریاضی اینکه همین الان چندتا نرم افزار ریاضی به دستم رسید که خیلی باحاله .

روز آخر هفته واسه من

سلام امروز دیگه آخرین روزی هست که تو این هفته کلاس داریم درسامون داره کم کم سخت می شه و دیگه نمیشه همینطوری ولشون کرد از اول سال تحصیلی من کم درس خوندم ولی از همین امروز دیگه می خوام درس بخونم. اگه نخونم  خیلی بد می شه و درسامونم پایه هست. راستی هفته دیگه روز یکشنبه باید یه lecture بدم. به قول خودم بعله. قضیش این بود که استاد داشت صحبت می کرد و من حواسم اصلا به ایشون نبود ولی داشتم نگاهش می کردم و الکی تاییدش می کردم آخه داشت یه سری چیزایی می گفت که به بچه های دبیرستانی می گن. خلاصه ایشون گفتند که بچه ها شما باید lecture بدین خوبه؟ منم که حواسم نبود گفتم بله.گفت پس خوبه؟ گفتم بله (به خودم اومدم گفتم کجاش خوبه اما گفته بودم بله دیگه کاریش نمی شد کرد. آخه حرف مرد یکی هست دیگه) استاد گفت پس شما که می گی خوبه هفته آینده یکی بیار. گفتم بعله خلاصه شاید در مورد خیام نیشابوری ببرم هنوز مشخص نکردم. اگه شما یه موضوعی دارین بگین تا من ببینم چه طوریاست.

اما اینا هیچ کدومش سخت نیست مهم اینه که بری اون وسط با یستی  و حرف بزنی اینش سخته. خدا قسمتتون بکنه بعد می فهمین. البته جون من اولین نفر هستم سخته چون هنوز نه بچه ها رو خوب می شناسم و نه استادو.

حالا یه کاریش می کنم.

 

روز دختر مبارک

سلام به تمامی دختران ایران زمین به اونایی که مادرهای فردا می شن به اونایی که آینده این جامعه رو می سازن.

خوبه من خوب یاد دارم شعار بدما. اما نه شعار که نیست خلاصه عیدتون مبارک.

روزت مبارک

به چند نویسنده برای همکاری در وبلاگ نیاز مندیم

سلام بر شما دوستان به منظور ارتقای وبلاگ به نویسندگان خوش ذوق مانند شما نیازمندیم.

البته شایان ذکر است که نویسنده باید شئونات اسلامی را در این وبلاگ رعایت کند.

من قالب وبلاگ رو هم ساده کردم تا با مشورت شما دوست عزیز یک قالب مناسب پیدا کنیم برای این که نویسنده این وبلاگ شوید کافی است اعلام آمادگی کنید تا اکانتی با هر اسمی که شما می خواهی ایجاد شود.

با تشکر

 مدیریت وبلاگ کنکور آسان است از استرس خود بکاهید.

چند نکته جالب در باب تهران

با سلام تو تهران یک خیابان به نام نیشابور هست که من برای اولین بار اونجا رفتم آدرسشم میدان امامت هست

و تا اونجایی که من فهمیدم  دو تا میدان هست که نمی تونی دور کامل بزنی یکی همین میدون راه آهن خودمونه و دیگری میدان رازی هست.

البته ایندفعه زیاد تو تهران نبودیم.

اما یه نکته اخلاقی اونم اینکه:

 

در بوستان حجاب گل عفاف می روید.

 

در وبلاگ ما رونق اگر نیست صفا هست.

سلام دوستان بالاخره من برگشتم و دیگه بروبچ خونه از همدیگه جدا شدیم .

و دوباره کار و تلاش شروع شد.

این پست هنوز ادامه دارد و در آینده نه چندان دور تکمیل می شود...

نحوه ثبت نام در پورتال دانشجویی

سلام بر دوستان و همکلاسی های عزیزم امیدوارم حالتون خوب باشه جای شما خالی الان بنا به درخواست چند تا از دوستان دارم این پستو قرار می دم امیدوارم یک کمکی باشه.

درضمن دارم از شهر مقدس قم این کارو انجام می دم. واسه همه دوستان دعا کردم امیدوارم که خدا دعاهای مفید این بنده کوچیکو بپذیره.

خوب و اما شروع. یه بسم الله الرحمن الرحیم.

 

روی کلمه   mratashi   کلیک کنید تا به سایت دانشگاه هدایت شوید.

خوب حالا  در قسمت اول شماره دانشجویی خود را وارد بفرمایید(با شماره ابتدایی مشترک881217۱)

و در قسمت دوم همین شماره دانشجویی و بلافاصله شماره شناسنامه را قرار بدینبه طور مثال شماره دانشجویی من ۸۸۱۲۱۷۱۳۰۰ هست و شماره شناسنامم ۱۲۳۴۵۶۷۸۹۰ خوی حالا در قسمت اول 

یعنی شماره دانشجویی ۸۸۱۲۱۷۱۳۰۰ رو درج می کنم و در قسمت دوم

۸۸۱۲۱۷۱۳۰۰۱۲۳۴۵۶۷۸۹۰

یعنی اگه متولد ۶۸ به بعد باشین رمز عبور شما ۲۰ رقمی هست

خوب حالا ورود رو بزنید.

حالا وارد پورتال شخصی خودتون می شوید

اطلاعات خود را مشاهده می کنید .

وارد قسمت اطلاعات شخصی شده و فرم مورد نظر را تکمیل فرموده. و ثبت کنید ژس از انجام عملیات در صورتی که خطایی به شما ندهد در ابتدای صفحه پیغامی مبنی بر این که  مشخصات بروز رسانی شد . می دهد .

توجه داشته باشید که تمام منو باید پر شود  و ترتیب در اینجا مهم نیست  .

پس از تکمیل تمامی فرم ها که عبارتند از فردی تحصیلی اجتماعی و... در ابتدای صفحه هر فرم باید عبارت مشخصات بروز  رسانی شد ثبت شود و در آخر بر روی تایید نهایی کلیک نموده در این لحظه کل اطلاعات ثبت شده توسط فرد شما مشاهده می گردد .

پیشنهاد می کنم کل این مشخصات را بخوانید و در صورت خطا   مشکل را برطرف نمایید. و در صورتی که اطلاعات به طور صحیح وارد شده بودند تایید نهایی را بزنید و از اطلاعات خو پرینت بگیرید .

در صورت هر گونه مشکل به شماره اینجانب پیام کوتاه بفرستید. با تشکر

 

سلام دوستان اینم بلیط قطارم دارم می رم تا بچه های خانوادمون دور هم باشیم

آرزو می کنم شما دوست عزیزی که داری از وبلاگم بازدید می کنی همیشه در کنار خانوادت شاد و سرخوش باشی.

از زندگیتون لذت ببرید وبه قول یه بزرگی :

زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز

پس:


انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان

یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده

 

special post for special person

Hi dear guest from Denmark mrs Ansari I hope you be happy and glad we have a good sentence

من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق

I am happy  because of having many good friends in the virtual world and  its very good . I love to know more about the universe and God and people around the world 

 

Bye till hi

 

تصادف

سلام بر دوستان جاتون خالی یه تصادف با حالی کردم

حالا شرح واقعه:

کلاس فیزیکمون تموم شد من می خواستم برم به نماز مغرب برسم به قول دوستان موذن حی علی الصلاه  منم با موتورم حی کردم دیگه(شتافتم) خلاصه سرعتم زیاد نبودا(بین ۱۱۰-۱۱۵)چشمتون روز بد نبینه من تو لاین سبقت  بودم که ناگهان یک موتورسوار ..... گردش به چپ کرد و.... خلاصه منم پرت شدم اما برای من هیچ مشکل خاصی (زانوی پام  انگشتای دستم آرنجم و بازم زانوی پام)پیش نیومد.

و اما واکنش من و اون آقای موتور سوار بعد از حادثه:

من سریع خودمو از رو زمین جمع کردم (هنوز به زمین نرسیده بودم بلند شدم)موتورمو از وسط خیابون به منتهی الیه سمت راست بردم و بعد رفتم کنار اون آقای مقصر بنده خدا گیج می زد منم با کمال خونسردی بهش هیچی نگفتم فقط ازش پرسیدم زنده هستی؟ اونم گفت تقریبا

و اما  کارشناسان مخفی راهنمایی و رانندگی:

یه چند نفری دورمون جمع شدن و دنبال مقصر می گشتن و از آخرم همه توجیه شدند که این بنده خدا با توجه به اینکه راهنما نزده و از آخرم سرشو مثل.... انداخته پایین و به چپ گردش انجام داده مقصره  اون بنده خدام خودش قبول کرد .

حالا نکته جالب این قضیه:

یکی از این مامور مخفی ها می فرمودند: شانست گرفته که از روبرو ماشین نیومد وگرنه ....

بهش گفتم حاج آقا مردم معمولا وقتی سبقت می گیرن که از روبرو ماشین نیاد البته بعد چند لحظه رسید که تا اون موقعم من موتورمو پارک کرده بودم.

یک نفر دیگه گفت بابا تو خیلی پوست کلفتی با این سرعت هیچ کاریت نشد.

و حالا  نوبت مذاکره با فرد مقابل:

از بنده خدا پرسیدم گفتم بیمه و گواهینامه داری گفت نه گفتم خاک تو سرت  گفتم موتور من که داغون شده هیچی دیگه دیدم سالم هستم و زنده گفتم خدایا ما راضی هستیم.

شماره تلفن و شماره پلاک موتورشو برداشتم و یا علی مدد رفتم به تعمیرگاه بعدم به یکی از بچه های دانشگاه زنگ زدم اومد با هم رفتیم دانشگاه یه چندتا چسبم خریدم و بعد از اینکه دستمو شستم چسب کاری کردم.

در کلاس درس:

 من به خاطر احترام به استاد و درس رفتم تو کلاس (دیگه چیکار کنیم) رفتم خودکارمو برداشتم که بنویسم دیدم نه بابا نمیشه  گذاشتمش کنار فقط گوش می دادم حالا یکی دوتام سوتی دادم  که البته دوستان دیگه از اول ساعت تا آخر سوتی می دن حالا ۲ تام من بدم چی میشه؟

خلاصه عده ای داشتن به من تو دلشون  می خندیدن حالا مگه بده ۴ تا آدمو شاد بکنیم؟

خلاصه از پله ها به صورت خیلی حرفه ای اومدم پایین و  بعد رفتم سوار اتوبوس دانشگاه شدم و رفتم به شهرک قدس  از اونجام یه سرویس گرفتم رفتم خونه.

عکس العمل والدین:

رفتم مامانم  بهم گفت چیکار کردی باخودت؟

خلاصه جریانو براش تعریف کردم البته با شدت خیلی کمتری خودمم خیلی محکم نشون دادم گفت بیا بریم بیمارستانی  جایی گفتم نه مامان جون .

از همه بیشتر دلو واسه شلوار بوت کاتم سوخت که گرونم بود اما نکته جالب این تصادف این بود که کاپشنم حتی یه خوردم پاره نشد. اما آرنجم که زیر کاپشن بود زخمی شد.

اما این ماجرا باعث شد تا من یک شیوه جدید برای نماز خوندنم ابداع کنم چون زانوم زخمی بود من سرپا نماز خوندم و مهرم رو روی اوپن آشپزخونمون گذاشتم.

نکات اخلاقی این ماجرا:

۱ لباس محکم بپوشیم

۲ دوباره نماز نخونیم

۳ اگه می خواستیم تصادف بکنیم با سرعت بیشتر رانندگی کنیم تا لا اقل یه کاریمون بشه

۴اساتید دانشگاه رو سوار بکنیم و  با جونشون بازی کنیم  تا نمره خوبی درج کنند

۵ دوستان دیگه جرات نمی کنن سوار موتورم بشن

همین ۵ نکته واسه امروز کافی هست

آتشی حمیدرضا

سلام آقا من دوست دارم همیشه اول فامیلمو بگم بعد اسممو

استاد زبانمون اون روز گیر داده بود آخه من گفتم آتشی حمیدرضا

اما خدایی تلفظش خیلی توپ بود خوبیش اینه که این هفته کلاسمون تعطیله وگرنه وا ویلا بود جلسه اول می خواست ازمون بپرسه اونم با این تلفظی که من دارم  البته شکر خدا ایشون دیر اومدن به کلاسمون و نتونستن بپرسن. اگه می پرسیدن خیلی ضایع بود.

درضمن چرا همیشه نظرات به صورت خصوصی هست؟ خیلی از نظرات شما اصلا خصوصی نیست باور کنید الان نظرات خصوصیم از باقی نظراتم بیشتره .

مسافرت کوتاه یا به قول دوستان تریپ

سلام بر دوستان عزیزم من اگه خدا قسمت بکنه می خوام این هفته با خانواده یه سفر اونم با قطار بریم.روز ۳شنبه بلیط گرفتیم واسه تهران می ریم خونه داداش رضا جونم از اونجام  خونه خاله و خواهرم می ریم امیدوارم که خوش باشیم البته من می خواستم نرم اما دیگه باید برم آخه جمعمون جمعه حال می ده جای شما اصلا م خالی نیست آخه  ۴ تخته هست تهران که برسیم می شیم ۶ نفر بریم قم می شیم ۹ نفر .و چون من اهل دروغ نیستم تعارفتون نمی کنم.

یک جمله زیبا

برای انسان های بزرگ بن بست وجود ندارد چون بر این باورند که:




یا راهی خواهم یافت


و یا


راهی خواهم ساخت


از سایت دانشگاهمون

سایت دانشگاه

سلام به دوستان عزیزم من الن تو سایت دانشگاهمون هستم و این پستو از اونجا می گذارم سیستماش خوبه رمش 2 اشسف سی پی یوش 3  هست و گرافیکش 512 خوبه خدایش می خوای چیکار بکنی حالا؟

جالبه رو سیستماسش دیپ فریز نصبه من دیپ فریزشو غیر فعال می کنم و آدرس وبلاگ خودمو  تو هم پیجش قرار می دم.ههههههههه

حال می ده

خوب دوستان با اجازتون بای تیل های خودمون

Be Your Self

Be strong enough to face the world each day

Be weak enough to know you can not do every thing

Be generous to those who need your help

Be frugal of what you need your self

Be wise enough to believe in your capabilities

Be wise enough to know that you don’t know every thing

Be willing to share your joys

Be willing to share the sorrows of others

Be a leader when you see a path others have missed

Be a follower when you are uncertain

Be the first to congratulate an opponent who succeeds

Be the last to criticize a colleague who fails

Be sure where your next step will fall so that you will not stumble

Be sure of your final destination in case you are going the wrong way

Be loving to those who love you

Be loving to those who don’t love you

And above all be your self

Like Siavash Ghomaishi says right know in my web log

By Hamid Reza Atashi for all of my friends around the worlds

 

 

 be your self

درگذشت استاد پرویز مشکاتیان

استاد پرویز مشکاتیان در مورخ ۳۰شهریور ۸۸  درگذشت

زندگی‌نامه

پرویز مشکاتیان کار هنری خود را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.

مشکاتیان، ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهٔ آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد. وی در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می‌شد، به همراه پشنگ کامکار مشترکاً جایگاه نخست را به دست آورد.

استاد پرویز مشکاتیان در تاریخ ۳۰ شهریور سال ۱۳۸۸ در منزلش در تهران و در سن ۵۴ سالگی بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت. مراسم وی با حظور پرشکوه مخالفان دولت و طرفداران موج سبز بزگذار شد. در مراسم ایشان نماینده وزیر ارشاد نیز سخنرانی کردند که با مخالفت مخالفان روبرو شدند ؛ مخالفان دولت سوت و کف می‌زدند تا مانع سخنرانی نماینده وزیر ارشاد شوند. فیلم «هو» کردن نماینده وزیر ارشاد.

همچنین مراسم تشییع پیکر پرویز مشکاتیان در زادگاهش نیشابور از مقابل اداره فرهنگ و ارشاد نیشابور و با حضور جمعیتی بالغ بر ۱۰ هزار نفر برگزار گردید . در این مراسم هنرمندانی همچون حسین علیزاده، محمدرضا درویشی، خانواده استاد بزرگ آواز ایران جناب شجریان، کیوان ساکت و اهالی عرصه موسیقی و همچنین اعضای شورای شهر و شهردار و مسئولان شهر نیشابور حضور داشتند گروهی از دانشجویان به نشانه عزا تعدادی از سازهای خود را کفن‌پوش کرده‌بودند همچنین گروه موزیک شهر نیشابور در طول مراسم تشییع مارش عزا اجرا می‌کرد. پیکر پرویز مشکاتیان پس از مراسم تشییع و خواندن نماز در مسجد جامع‌ نیشابور، در محوطه بیرونی باغ عطار و در جوار مقبره عطار نیشابوری به خاک سپرده شد. در طول برگزاری این مراسم کسبه نیشابور به صورت خودجوش بازار را تعطیل کردند.

ما هم رفتیم.

 

 

 

پورتال دانشجویی مجتمع آموزش عالی  نیشابور

سلام دوستان باید خدمتتون عرض کنم که مجتمع قراره از همین هفته آینده یعنی از اول

 نیمه ی دوم مهر ماه این پورتالو راه اندازی کنه اینجا وظیفه خودم می دونم تا از زحمات

 آقای دکترسخایی صمیمانه قدر دانی کنم.

من دانشجوی ایشون نیستم و نمی خوام که از ایشون تعریف کتم ولی خدا شاهد هست که ایشون

چقدر واسه این سایت زحمت کشیدند.

سهراب سپهری

اهل درسم من... روزگارم  بد نیست

جیب خالی دارم، خرده پولی، سر سوزن عقلی

دوستانی دارم بهتر از عزرائیل

درسهایم بدتر از تلخی زهر

و کلاسی که در این دانشگاست

جنب دستشویی ها،جنب آن سایت خراب

من یک دانشجویم، هیکلم بدنیست، چشم هایم کم سو

درس کفاره ی من

من جنون را هر دم ، در میان جزوه ها می بینم

در جزوه ی من جریان دارد چرت، جریان دارد پرت

ترس از پس خطم پیداست

جزوه هایم را وقتی می خوانم

که امتحانش را  استاد گرفته باشد، فردا...

این برگ تقلب من، پی غفلت است، عذر میخواهم ...

پی خونسردی من

گهگاهی در می روم از توی کلاس

می روم تا سایت

تا بکنم آپ وبلاگو

تا نظر شمارو بخونم

این دل سوخته ام خنک شود

چه خیالی... چه خیالی...  می دانم

از پس ناچاری است.

خوب می دانم آخر ترم باز هم

کار من گریه و زاری است.

Faculty of Mathematical  sciences

Founded in 1961, School of Mathematical Sciences consists of the

departments of Mathematics and Statistics and has 45 faculty members and

approximately 1300 students, of whom 170 are registered in graduate

programs. The School of Mathematical Sciences offers three programs of pure

mathematics, applied mathematics and statistics at bachelors, masters and

PhD levels.

Both Mathematics and Statistics Departments were declared ?Centers of

Excellence? by the Ministry of Sciences, Research and Technology in 2000 and

have retained the status since.

 

Discover the intimacy of our campus, the breadth of our program offerings,

our friendly learning environment, and our committed professors. We invite

you to apply and join our community of scholars.

love pic

love pic

love pic

اولین جلسه در دانشگاه

سلام دوستان امیدوارم همگی خوب باشید.

من امروز با جناب آقای دکتر حسینی کلاس داشتم.

تعداد آقایان =۸

تعداد خانم ها=۲۲

خوب استاد یه حرف خیلی خوبی زد که خیلی به دلم نشست :

گفت حالا  که اومدین این رشته عزمتون رو جزم کنید.

گفت درسو واسه خودتون بخونین نه واسه کارو این چیزا

البته من خودم(احسان) که اگه درستو بخونی اون چیزای دیگم به دنبالش می آن.

راستی استادمون بنده خدا پیاده بود من با موتور از کنارش عبور کردم اما حتی یه تعارفم نکردم.

البته بعد از این که از کنارش عبور کردم  متوجه شدم که استاد بوده اما عذاب وجدان گرفتم.

اولین روز دانشگاه

با سلام خدمت شما دوستان عزیزم که از جاهای دور و نزدیک به وبلاگ من سر می زنید اگه در جریان

باشید من گفتم که کجا و چه رشته ای قبول شدم .

حالا امروز روز اول دانشگاه است ساعت ۱۸-۲۰ کلاس داریم.

واسه افرادی مثل من که دانشگاهشون تو شهر خودشونه دانشگاه مثل مدرسه به حساب می آد

آخه مثل این می مونه که مدرستو عوض کنی چیز خاصی نیست. حالا بعد از کلاس که اومدم حتما میگم

 که چطوری بود.

Interview with GOD

 This text is only for ye nafar

 

I DREAMED I HAD AN INTERVIEW WITH GOD.

"SO YOU WOULD LIKE TO INTERVIEW ME?"GOD ASKED.

"IF YOU HAVE TIME "I SAID.

GOD SMILED,

"MY TIME IS ETERNITY."

"WHAT QUESTIONS DO YOU HAVE IN MIND FOR ME?"

"WHAT SURPRISES YOU MOST ABOUT HUMANKIND?"

GOD ANSWERED…

"THAT THEY GET BORED WITH CHIDHOOD.

THEY RUSH TO GROW UP AND THEN LONG TO BE CHILDREN AGAIN."

"THAT THEY LOSE THEIR HEALTH TO MAKE MONEY,

AND THEN LOSE THEIR MONEY TO RESTORE THEIR HEALTH."

"THAT BY THINKING ANXIOUSLY ABOUT THE FUTURE,

THEY FORGET THE PRESENT,

SUCH THAT THEY LIVE IN NEITHER THE PRESENT NOR THE FUTURE."

"THAT THEY LIVE AS IF THEY WILL NEVER DIE,

AND DIE AS IF THEY HAD NEVER LIVED."

GOD̓S HAND TOOK MINE AND WE WERE SILENT FOR A WHILE.

AND THEN I ASKED…

"AS THE CREATOR OF PEOPLE ,WHAT ARE SOME OF LIFE̓S LESSONS YOU WANT THEM TO LEARN?"

GOD REPLIED WITH A SMILE,

"TO LEARN THEY CANNOT MAKE ANYONE LOVE THEM.

BUT THEY CAN DO  IS LET THEMSELVES BE LOVED."

"TO LEARN THAT IT  IS NOT GOOD TO COMPARE THEMSELVES TO OTHERS."

"TO LEARN THAT A RICH  PERSON IS NOT ONE WHO HAS THE MOST,

BUT IS ONE WHO NEEDS THE LEAST."

"TO LEARN THAT IT TAKES ONLY A FEW SECONDS TO OPEN PROFOUND WOUNDS IN PERSONS WE LOVE,

AND IT TAKES MANY YEARS TO HEAL THEM."

"TO LEARN TO FORGIVE BY  PRACTICING  FORGIVENESS."

"TO LEARN THAT THERE  ARE  PERSONS WHO LOVE  THEM DEARLY.

BUT SIMPLY  DO  NOT  KNOW HOW  TO EXPRESS OR SHOW THEIR FEELING."

"TO LEARN THAT TWO PEOPLE CAN LOOK AT THE SAME THING AND SEE IT DIFFERENTLY."

"TO LEARN THAT IT IS NOT  ALWAYS ENOUGH THAT THEY BE FORGIVEN BY OTHERS.

THEY MUST FORGIVE THEMSELVES."

 

 

AND TO LEARN THAT  I  AM HERE  "

ALWAYS."

 

 

سخنانی چند در باب دانش به خاطر آغاز سال تحصیلی 88-89

  1. دانا ترین مردم کسی است که دانش مردم را به دانش خود جمع کند.
  2. دانشگاه تمام استعدادهای افراد،از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند.
  3. دانشمند کسی است که بکوشد تا درد و رنج خود و مردم را بکاهد.
  4. بهترین کارها این است که در جوانی دانش اندوزی و در پیری به کاربری.
  5. دانش اندک بهتر است از عبادت بسیار.
  6. هر چیزی هنگامی گرامی شود که کمیاب گردد مگر دانش زمانی بهایش بالا گیرد که بسیار شود.
  7. دانش انسان را فروتن می سازد و نادانی موجب ادعا و خود ستایی می گردد.
  8. زینت انسان سه چیز است: علم،محبت،آزادی.
  9. علم و دانش کلیدی است که تمام دربها با آن باز می شود.
  10. فردا هرگز دیر نخواهد بود اگر بدانید که در جستجوی دانش هستید.
  11. دانش چراغ خرد و سرچشمه فضل است.
  12. نابغه کسی است که پیوسته افکارش را از قوه به فعل می آورد.
  13. علم گنج و کلید آن سوال است، پس سوال کنید.
  14. اگر بخواهی بر علم فرمانروا باشی،باید عقل بر تو حاکم باشد.
  15. انسان آفریننده سرنوشت خویش است.

با تشکر حمید رضا آتشی با آرزوی موفقیت شما جویندگان علم و دانش.

 

نیشابور زیبا

اینم چند تا عکس از نیشابور بزرگ

راهنما: روی هر عکسی که نشانگر موس بره اسم اون بنا مشخص می شه.

آرامگاه عطار نیشابوری.

آرامگاه خیام نیشابوری

آرامگاه کمال الملک

امام زاده محروق

ورودی پیشین باغ خیام و امامزاده محروق

مزار شهمیر، بنایی به جا مانده از دوران سلجوقی.

 

دوستان عزیز برای دیدن باقی تصاویر به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید.

 

ادامه نوشته

اماکن گردشگری نیشابور

نیشابور دارای بناهای تاریخی و مراکز گردشگری زیادی است که از جمله می‌توان به آرامگاه کمال‌الملک، آرامگاه خیام، آرامگاه عطار، امام‌زاده محروق وابراهیم، بی‌بی شطیطه، و قدمگاه نیشابور اشاره کرد. زیباترین گردشگاه‌های نیشابور در دامنهٔ رشته‌کوه‌های البرز قرار دارند، از جمله می‌توان به روستاهای دیزباد، خرو، درود و حصار بوژان و غار و کوه ابراهیم ادهم در اطراف باغرود و همچنین اردوگاه تربیتی کشوری شهیدرجایی (باغرود) اشاره کردنيشابور بر سر راه تهران به مشهد واقع شده است و فاصله آن نسبت به شهرهاي اطراف به شرح زير است : تا تهران 776، تا مشهد 117 و تا سبزوار 116 کيلومتر است.

شهرهای خواهرخوانده نیشابور

شهرهای بزرگ خراسان خواهر خوانده این شهر هستند خراسان بزرگ:

مراکز علمی نیشابور

مراکز علمی

 

  • مجتمع آموزش عالی نیشابور
  • دانشگاه علوم پزشکی نیشابور
  • آموزشکدهٔ فنی پسران
  • دانشکده کشاورزی شهید رجایی
  • دانشکدهٔ پرستاری
  • دانشکدهٔ هنر
  • دانشگاه آزاد اسلامی
  • دانشگاه پیام نور
  • انجمن سینمای جوانان ایران دفتر نیشابور
  • پژوهش سرای دانش آموزی(پدان)
  • سازمان مدیریت صنعتی
  • موسسهٔ آموزشی زبانسرای تهران نمایندگی نیشابور
  • مرکز تربیت معلم دانشور (آموزش عالی فرهنگیان)
  • آموزشکده عالی فنی و حرفه‌ای سما - واحد نیشابور
  • آموزشکده فنی وحرفه‌ای دختران نیشابور
  • انجمن نجوم خیام

تاریخچه نیشابور

بناي اين شهر را از شاهپور اول دانسته اند و آن را يکي از چهار شهر بزرگ خراسان قديم گفته اند. در دوره يزدگرد دوم (438 - 457 م .) نيشابور مدتي محل اقامت او بوده است . در دوره آخر حکومت ساسانيان ظاهراً نيشابور اهميت اولين را از دست داده است ،زيرا نام آن شهر به ندرت ديده مي شود. مسلمانان در حکومت عثمان بن عفان (26-35 ه' .ق.) به صلح بدانجا درآمدند. در دوره طاهريان و سامانيان نيشابور از نو موقعيت ديرين خود را به دست آورد. در اواخر حکومت مسعودغزنوي که سلجوقيان به مشرق ايران هجوم آوردند طغرل اين شهر را مقر خود ساخت . در دوره حکومت سنجر نيشابور مورد هجوم غزان واقع شد (548 ه' .ق). ياقوت نويسدغزان هر که را در اين شهر يافتند کشتند و مال او راگرفتند و شهر را آتش زدند. سپس يکي از غلامان سنجر به نام مويد به نيشابور درآمد و مدرم را در يکي از محلات آن که شادياخ نام داشت سکونت داد و شهر را آبادان کرد و باروئي بر گرد آن برآورد. اندک اندک نيشابور آبادان مي شد که ديگر بار با هجوم مغولان (618 ه' .ق.)ويران گرديد. ياقوت که خود معاصر با مغولان بوده است چنين آرد: در حمله مغول مردمي که از شهرهاي خراسان گريخته بودند در نيشابور گرد آمدند و اين شهر را براي سکونت خود استوار ساختند. مغولان شهر را محاصره کردند. يکي از مردم نيشابور تيري افکند و داماد چنگيزخان را بکشت . چنگيزخان خود عازم تسخير نيشابور شد و اين شهر را بگرفت و مغولان هر موجود زنده که يافتند بکشتند و شهر را با خاک يکسان کردند. درباره جمعيت نيشابور در اين عهد سخن را به مبالغت کشانده اند چنانکه عده اي مردم شهر را دوهزارهزار نوشته اند که پيداست براساسي نيست ولي هرگاه شمار مردم مقيم آن را در عصر پس از غزان با مردمي که از شهرهاي مختلف خراسان بدانجا گريخته بودند در نظر گيريم عددي بزرگ خواهد شد. پس از حمله مغول ديگر هيچ گاه نيشابور نتوانست مقام گذشته خود را به دست آورد. گذشته از قبر خيام و شيخ عطار که در نزديکي اين شهر واقع است ، بناي امامزاده محروق را بايد نام برد. اين بنا از آثار قرن هشتم هجري است و گنبدي عالي و کاشي کاري هاي بسيار زيبا دارد.

نیشابور

اطلاعات کلی

نام رسمی:

نیشابور

کشور:

ایران

استان:

خراسان رضوی

شهرستان:

نیشابور

بخش:

مرکزی

نام محلی:

نشابور

نام‌های قدیمی:

نیشاپور،
نشابور،ابرشهر
پَرنج،ايرانشهر
نيست سابور
سابور خواست،
ریوند(رئونت)

جزوه رایگان شیمانا

سلام بر تمامی دوستان جزوه دوست هر کسی که جزوه می خواست فقط کافی هست که به ادامه

مطلب بره و جزوه انتخاب کنه و بعد به من ایمیل بزنه تا براش بفرستم.

حتی لازم نیست که اسم درسشم بنویسه فقط شماره درس رو برام بفرستی برات جزوه میفرستم.

سرویس دهی ۱۰۰٪ رایگان.

کاری از حمید رضا آتشی

ادامه نوشته

جزوه رایگان

هرکسی که این جزواتو می خواست کافیه به من ایمیل بزنه  یا به من بگه تا من در کمتر از ۱۰ ساعت این جزواتو به  صورت ۱۰۰٪  رایگان در اختیارش قرار بدم.

من بیشتر جزوات سایت شیمانا رو  تهیه کردم.

و می تونم به رایگان در اختیارتون  قرار بدم.

اما یه چیز مهم هست و اونم اینه که داشتن و گرفتن جزوه هنر نیست

 

و هنر اینه که این جزواتو بخونیین و ازشون استفاده کنید.

 

با تشکر  حمید رضا آتشی

اینم از سر در دانشگاه مجتمع آموزش عالی نیشابور

بدون شرح

اموزش عالی نیشابور

مدرسه

سلام دوستان امروز رفتم مدرسه  برای کارهای دانشگاهم چند تا از بروبچ  با مرام قدیمو دیدم خیلی خوب بود مدارک.م گرفتمو  گفتم خدا حافظ مدرسه

 

مجتمع اموزش نیشابور

سلام دوستان من همین دیشب رفتم به این مجتمع آموزش عالی نیشابور

رو سردرش نوشته بود :

مجتمع آموزش عالی نیشابور

 

وابسته به دانشگاه فردوسی مشهد

 

من احتمال می دم که باید ما بعدا که دانشجوی این مجتمع شدیم به سایت فردوسی مشهد بریم و وارد پورتال دانشجویی بشیم.

تحقیقات هنوز ادامه دارد....

مرکز مجتمع اموزش عالی نیشابور

برای دیدن آخرین اخیار از دانشگاه اینجا کلیک کنید.

رشته های موجود در این دانشگاه عبارتند از:

۱-ریاضی کاربردی

۲- ریاضی محض

۳-فیزیک

۴- کاردانی باستان شناسی

۵-زبان و ادبیات انگلیسی 

همین پنج تا رشته  موجود هستند که در آینده نه چندان دور  افزایش هم می یابند.

با چند نفر که صحبت کردم گفتند که اساتید مجربی دارد چون این مجتمع وابسته به دانشگاه فردوسی مشهد می باشد.

مجتمع آموزش عالی نیشابور

با سلام خدمت دوستان عزیزم

در صورت داشتن هر گونه سوال  در مورد این مجتمع به من ایمیل بزنید.

mr.atashi@yahoo.com

atashihamidreza@gmail.com

 خوب آدرس این مجتمع :

نیشابور شهرک فرهنگیان شهید دوم انتهای میلان کتابخانه الغدیر رو بروی دبستان نصر.

جدول زمانی برای مراجعه دوستان به این مرکز


دوشنبه 30/6/88

كليه پذيرفته شدگان با حرف اول نام خانوادگي(الف) تا(ذ)

سه‌شنبه31/6/88

كليه پذيرفته شدگان با حرف اول نام خانوادگي(ر) تا(ع)

چهارشنبه 1/7/88

كليه پذيرفته شدگان با حرف اول نام خانوادگي(غ) تا(ي)


 

نتیجه کنکور

سلام دوستان عزیزم من  ریاضی کاربردی قبول شدم

اما سعیمو می کنم که تو این رشته موفق بشم

عنوان رشته قبولي / نام دانشگاه کد رشته قبولي سال تولد جنسيت شماره شناسنامه نام خانوادگي و نام داوطلب
رياضي مجتمع اموزش عالي نيشابور 1838 69 مرد یه عددی اتشي حميدرضا

 

پارتی بازی ممنوع

سلام من  امروز  دارم از این پارتی بازی ها گله می کنم آخه من آشنا زیاد دارم هر جایی که میرم یه نفر منو می شناسه و به خاطر  آشناییمون کارمو خیلی سریع انجام می ده همین امروز یه نفر اومد در خونمون در زد رفتم درو باز کردم دیدم بنده خدا از آموزشگاه رانندگی ....اومده گفت من دوست بابات هستم اومدم مدارکتو بگیرم ببرم گفت بابات منو دیده گفته کاراتو انجام بدم  خلاصه منم مدارکمو دادم

اینطوری هست شاید خیلی ها  از این کار خوششون بیاد اما من دوست دارم همه کارهامو خودم انجام بدم نه این که یه نفر سفارشمو بکنه یا اون روز رفتم آموزش و پرورش داشتم کارامو انجام می دادم یه نفرو باز دیدم گفت کارت چیه گفتم فلان چیزه گفت مدارکتو بده به من کارتو انجام می دم می یارم کافینتتون .

                                                  دلتنگی

خیلی دلم گرفته است ، احساس تنهایی در وجودم بیشتر از همیشه است….

 تنهایی مرا می سوزاند ، دلم هوای تو را کرده است….

دوباره این دل مثل چشمانم در حسرت طلوعی دیگر است….

آسمان چشمانم پر از ابرهای سیاه سرگردان است ، قناری پر بسته در گوشه ای از

قفس این دل نشسته و بی آواز است….

هوا ، هوای ابریست ، هوای دلگیریست….

میخواهم گریه کنم ، میخواهم ببارم ….

دلم میخواهد از این غم تلخ و نفسگیر رها شوم ….

اما نمی توانم…..

دوباره دلم گرفته است ، خیلی دلم گرفته است…

 اما کسی نیست تا با من درد دل کند ، کسی نیست سرم را بر روی شانه هایش بگذارم

  آرام شوم…. هیچکس نیست….!!!!

اما نه همون یه نفر هست که الان اون یه نفر نیست به همین خاطر دلم گرفته .

 

فرا رسیدن شبهای قدر گرامی باد

سلام بر تمامی دوستان

خوب شب های قدر هم اومدن بیاییم تو این شبا برای همدیگر دعا کنیم

البته به برو بچ کنکوری توصیه می کنم که بشینن و یک شب زنده درسخونی راه بندازن و تا سحر یه درس مشتی بخونن  حالشو ببرن ما براتون دعا می کنیم و این برای شما بهتر است اگر بفهمید .

Bye Till Hi