سلام امروز دیگه آخرین روزی هست که تو این هفته کلاس داریم درسامون داره کم کم سخت می شه و دیگه نمیشه همینطوری ولشون کرد از اول سال تحصیلی من کم درس خوندم ولی از همین امروز دیگه می خوام درس بخونم. اگه نخونم  خیلی بد می شه و درسامونم پایه هست. راستی هفته دیگه روز یکشنبه باید یه lecture بدم. به قول خودم بعله. قضیش این بود که استاد داشت صحبت می کرد و من حواسم اصلا به ایشون نبود ولی داشتم نگاهش می کردم و الکی تاییدش می کردم آخه داشت یه سری چیزایی می گفت که به بچه های دبیرستانی می گن. خلاصه ایشون گفتند که بچه ها شما باید lecture بدین خوبه؟ منم که حواسم نبود گفتم بله.گفت پس خوبه؟ گفتم بله (به خودم اومدم گفتم کجاش خوبه اما گفته بودم بله دیگه کاریش نمی شد کرد. آخه حرف مرد یکی هست دیگه) استاد گفت پس شما که می گی خوبه هفته آینده یکی بیار. گفتم بعله خلاصه شاید در مورد خیام نیشابوری ببرم هنوز مشخص نکردم. اگه شما یه موضوعی دارین بگین تا من ببینم چه طوریاست.

اما اینا هیچ کدومش سخت نیست مهم اینه که بری اون وسط با یستی  و حرف بزنی اینش سخته. خدا قسمتتون بکنه بعد می فهمین. البته جون من اولین نفر هستم سخته چون هنوز نه بچه ها رو خوب می شناسم و نه استادو.

حالا یه کاریش می کنم.