بروبچ درسخون
سلام بر دوستان عزیزی که همیشه به وبلاگ آپ من سر می زنن ولی این هفته زیاد وقت نداشتم که آپ بشم این هفته دیگه بچه درسخون شدم و کمتر وقت وبلاگ نویسو دارم و از اینکه این دفعه همش با موضوع تکراری مواجه می شدین شرمنده. دیروز یکی از دوستای صمیمیمو که خیلی با هم رفیق بودیم و کل رفاقتمون به ۲ ماه هم نکشید رو دیدم. البته مقصر من بودم آخه نه شماره ای از من داشت و نه آدرسمو داشت. ماشاءالله قدش بلند شده بود هم قد خودم شده بود (خودم قد بلند نیستم ۱۸۷ هستم اما آخه دوستم ۱۶ سالشه) بهم گفت بی معرفت یادی از دوستت نمی کنی .بهم گفت آدما که بزرگ می شن بی معرفت می شن گفت مقصرم خودشون نیستن اینقدر گرفتاری دارن که دیگه یادشونم نمی آد که با کی رفیق بودن . که یه نفر دوسشون داره و منتظرش هست. خلاصه کلی با هم صفا کردیم و حرف زدیم بهش گفتم هاشم حرفای آدم بزرگارو می زنی چیه می خوای بگی تو هم بزرگ شدی؟ گفت آره کم کم دیگه دارم بزرگ می شم و دارم حسرت اون روزارو می خورم که زیاد قدرشو ندونستیم. خیلی حرفای خوبی می زد. نه معلوم می شد راستی راستی اون هاشم قبلی نیست. این یه هاشم پیشرفته هست و دیگه باید قبول کرد که بزرگ شده.
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان ۱۳۸۸ ساعت 19:20 توسط MRATASHI
|